— (193)

تمامی حقوق مادّی و معنوی مترتب بر نتایج، ابتکارات، اختراعات و نوآوریهایِ ناشی از انجام این پژوهش، متعلق به دانشگاه محقق اردبیلی میباشد. نقل مطلب از این اثر، با رعایت مقرّرات مربوطه و با ذکر نام دانشگاه محقق اردبیلی، نام استاد راهنما و دانشجو بلامانع است.
تعهدنامهی اصالت اثر و رعایت حقوق دانشگاه
اینجانب جعفر موذن دانشآموختهی مقطع کارشناسی ارشد رشتهی زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات مقاومت و پایداری دانشکدهی ادبیات و زبانهای خارجه دانشگاه محقق اردبیلی به شمارهی دانشجویی 9111413207 که در تاریخ 8/11/93 از پایاننامهی تحصیلی خود تحت عنوان بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه دفاع نمودهام، متعهد میشوم که:
1) اين پاياننامه را قبلاً براي دريافت هيچگونه مدرك تحصيلي یا به عنوان هرگونه فعالیت پژوهشی در ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی داخل و خارج از کشور ارائه ننمودهام.
2) مسئولیت صحّت و سقم تمامی مندرجات پایاننامهی تحصیلی خود را بر عهده میگیرم.
3) اين پاياننامه، حاصل پژوهش انجام شده توسط اينجانب میباشد.
4) در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و مقرّرات مربوطه و با رعایت اصل امانتداری علمی، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در متن و فهرست منابع و مآخذ ذكر نمودهام.
5) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده يا هر گونه بهرهبرداري اعم از نشر كتاب، ثبت اختراع و … از اين پاياننامه را داشته باشم، از حوزهی معاونت پژوهشي و فنّاوری دانشگاه محقق اردبیلی، مجوزهاي لازم را اخذ نمايم.
6) در صورت ارائهی مقالهی مستخرج از این پایاننامه در همايشها، کنفرانسها، سمینارها، گردهماییها و انواع مجلات، نام دانشگاه محقق اردبیلی را در كنار نام نويسندگان (دانشجو و اساتید راهنما و مشاور) ذکر نمایم.
7) چنانچه در هر مقطع زماني، خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن (منجمله ابطال مدرك تحصيلي، طرح شکایت توسط دانشگاه و …) را ميپذيرم و دانشگاه محقق اردبیلی را مجاز میدانم با اينجانب مطابق ضوابط و مقرّرات مربوطه رفتار نماید.
نام ونام خانوادگی دانشجو: جعفر موذن
امضا
تاریخ

دانشکدهی ادبیّات و زبانهای خارجی
گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی
پایاننامه برای دریافت درجهی کارشناسی ارشد
در رشتهی زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیّات مقاومت و پایداری
عنوان:
بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه
استاد راهنما:
دکتر عسگر صلاحی
استاد مشاور:
دکتر ابراهیم رنجبر
پژوهشگر:
جعفـرمؤذن
پاییز 1393
تقدیم
به خدایی که آفرید جهان را، انسان را، عقل را، علم را، معرفت را، عشق را.
به چشمههای جوشان محبت ، جلوههای مهر و عطوفت الهی، لبخندهای پر مهر زندگی ام .
((پدر و مادرعزیزم))
به همسر مهربانم که با مهربابی و همراهی هایش مرا در برای نوشتن این پایان نامه مصممتر کرد.
به آزادمردان نیک اندیش که عقل، منطق و ایمان را پیشه خو د نموده و هدفشان رضای الهی و سعادت جامعه است.
به آنها یی که رفتند تا انسانیت بماند.
و تقدیم به آنهایی که برآستان گرانسنگ انسانیت سرفرود میآورند و انسان را با همه تفاوتهایش ارج مینهند.
سپاسگزاری
با سپاس از وجود مقدس:
آنانکه ناتوان شدند تا ما به توان برسیم…
موهایشان سفید شد تا ما رو سفید شویم…
و عاشقانه سوختند تا گرمابخش وجود ما و روشنگر راهمان باشند…
پدران ومادرانمان
استادانمان
وهمسر مهربانم
شکر شایان نثار ایزد منان که توفیق را رفیق راهم ساخت تا سرآغاز این پایاننامه را به سرانجام آن پیوند زنم و به مصداق ((من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق)) بسی شایسته است از استاد فرهیخته و فرزانه جناب آقای دکترعسگرصلاحی که با کرامتی چون خورشید، سرزمین دل را روشنی بخشیدند وگلشن سرای علم و دانش را با راهنماییهای سازنده و ارزنده بارور ساختند، تقدیر و تشکر وافر نمایم. از جناب آقای دکترابراهیم رنجبر، استاد مشاور هم بخاطر راهنماییهایشان تقدیر و تشکر مینمایم همچنین جا دارد از مهندس بهزاد موذن بخاطر همکاریهایشان جهت به ثمر رساندن پایاننامه کمال تشکر را داشته باشم.
نامخانوادگی دانشجو: مؤذن نام: جعفـر
عنوان پایاننامه: بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه
استاد راهنما: عسگر صلاحی
استاد مشاور: دکتر رنجبر
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: زبان و ادبیات فارسی
گرایش: ادبیّات مقاومت و پایداری دانشگاه: محقق اردبیلی
دانشکده: ادبیّات و زبانهای خارجی تاریخ دفاع: 8/11/93 تعداد صفحات:
چکیده
علیرضا قزوه شاعر و نویسندهی ایرانی متولد 1342 از جمله شاعران مقاومت و دفاع مقدس است. وی آثار زیادی در حوزهی مقاومت و دفاع مقدس دارد و در بیشتر آنها اعم از شعر و داستان، سفرنامه و … بنمایههایی از دفاع مقدس و اعتراض و مذهب و نهضت عاشورایی و مقاومت، آشکارا به چشم میخورد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه است. به همین خاطر آثار منظوم و منثور ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم.
نخست به تعریف سبکشناسی پرداختیم. سپس با معرفی علیرضا قزوه، به زندگی ادبی و آثارش اشاره کردیم و بعد آثار ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم.
قزوه در زمینه زبانی، دارای چند ویژگی زبانی است که این ویژگیها در آثارش بیشتر مشاهده میشود: علیرضا قزوه هم در نظم و هم در نثر آثاری انتشار کردهاست. با بررسی آثار منثور ایشان یک ویژگی زبانی که میشود برای قزوه بیان کرد، آمیختگی نظم و نثر ادبی است. از دیگر ویژگی زبانی آثار منثور قزوه، به کار گیری زبان محاوره در متن است. استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی ، استفاده زیاد از اسمهای اساطیری و تاریخی، تکرار کلمات، آوردن آواها و صداها در میان اشعارش یکی دیگر از ویژگیهای زبانی آثار قزوه است.
اما در مورد ویژگیهای ادبی، قزوه غزلسراست و نیز استفاده فراوان از تشبیه، تلمیح، تشخیص و واجآرایی در مجموعه آثار قزوه دیده میشود.
با بررسی آثار و اشعار قزوه در زمینه فکری، برای ایشان به پنج محور اصلی رسیدیم که بیشتر در این زمینه شعر سرودهاست که به آن پنج محور اشاره میکنیم: علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدس، علیرضا قزوه و اشعار آیینی و مذهبی، علیرضا قزوه و نهضت عاشورایی، علیرضا قزوه و شعر اعتراض، علیرضا قزوه و ادبیات مقاومت و پایداری.
قزوه به خاطر سرودن شعرهای آیینی و مذهبی ازجمله شاعران آیینی به حساب میآید. قزوه به ژانر ادبی رایج معاصر، ادبیات مقاومت و پایداری، نیزتوجه زیادی کردهاست. ازجمله اندیشههای قزوه دفاع از مظلوم در تمام نقاط جهان با هر دین و مذهبی که هستند، است.
کلید واژه: علیرضا قزوه، سبکشناسی، ادبیات دفاع مقدس، ادبیات مقاومت
فهرست مطالب
عنـوان صفحـه
فصل اول: کلیّات پژوهش
TOC o “1-3” h z u 1-1-بخش اول: کلیات21-1-1-بیان مسئله21-1-1-1-تعریف لغوی سبکشناسی31-1-1-2-انواع مفهوم سبک31-1-1-3-تقسیم بندی سبک31-1-1-4-انواع سبک نو41-1-2-سؤالات اصلی پژوهش51-1-3-پیشینهی تحقیق51-1-4- اهداف پژوهش61-2-بخش دوم: چشم اندازی به زندگانی علیرضا قزوه71-2-1-معرفی علیرضا قزوه71-2-2-زندگی ادبی71-2-3-آثار71-2-4-مسؤولیت‌ها81-2-5-جوایز8فصل دوم: مبانی نظری
2-1-بخش اول: سبکشناسی102-2-بخش دوم: نگاهی به ادبیات دفاع مقدس، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری112-2-1-ادبیات دفاع مقدس122-2-2-شعر اعتراض132-2-3-ادبیات مقاومت و پایداری13فصل سوم: بحث و بررسی
3-1-بخش اول: سبکشناسی آثار منثور علیرضا قزوه163-1-1-سبکشناسی داستان163-1-2-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری دو اثر منثور علیرضا قزوه163-1-2-1-ویژگی زبانی163-1-2-2-ویژگیهای ادبی193-1-2-3-ویژگی فکری223-2-بخش دوم: سبکشناسی آثار منظوم علیرضا قزوه243-2-2-ویژگی زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه243-2-2-1-استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی253-2-2-2-استفاده فراوان از اسمهای اساطیری و تاریخی273-2-2-3-تکرار کلمات283-2-2-4-استفاده زیاد از کلماتی چون: شهید و شهادت، خون و سنگ، صبح و شب303-2-2-5-آوردن نام ماههای قمری313-2-2-6-استفاده از آواها و صداها323-2-2-7-آوردن نامهای ائمه و پیامبران333-2-2-8-کاربرد فراوان واژگان می و عشق و مست343-2-2-9-آوردن نامهای فرنگی353-2-3-ویژگی های ادبی آثار منظوم علیرضا قزوه373-2-3-1-تشبیه373-2-3-2-تشخیص393-2-3-3-تلمیح413-2-3-4-واجآرایی433-2-3-5-مراعات نظیر453-2-3-7-تضاد و طباق463-2-3-8-حسآمیزی473-2-1-ویژگی های فکری علیرضا قزوه483-2-1-1-علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدس483-2-1-2-علیرضا قزوه و اشعار آیینی و مذهبی603-2-1-3-علیرضا قزوه و نهضت عاشورایی623-2-1-4-علیرضا قزوه و شعر اعتراض693-2-1-5-علیرضا قزوه و ادبیات مقاومت و پایداری78فصل چهارم: نتیجهگیری
نتیجه گیری86فهرست منابع و مآخذ89
فصــــل اول: کلیــات پــژوهش
1-1-بخش اول: کلیات1-1-1-بیان مسئلهعلیرضا قزوه شاعر و نویسندهی ایرانی متولد 1342 از جمله شاعران مقاومت و دفاع مقدس است. او از جوانی به شعر و دین و وطن علاقه داشت و در همان دوران، شاهد اشغال فلسطین و جنگ تحمیلی به کشورش بود و مشاهدهی این اوضاع، نوعی روحیهی اعتراض را در شخصیت وی به وجود آورد. به نوعی که در شعر وی نیز تأثیر گذاشته، و در شعری که باعنوان (مولا ویلا نداشت) نمود واقعی پیدا کردهاست.
او به عنوان یک شاعر انقلابی و معترض با این که در جبههی حق بر باطل حضور داشته ولی از قافلهی شهدای هشت سال دفاع مقدس جدا ماندهاست و چون رفتار مخلصانهی آن شهیدان را به چشم خود دیدهبود، به انتقاد از اوضاع فعلی پرداختهاست و از سوء استفاده بعضی افراد از نام شهیدان زبان به شکوه گشودهاست.
وی آثار زیادی در حوزهی مقاومت و دفاع مقدس دارد و در بیشتر آنها اعم از شعر، داستان، سفرنامه و… بنمایههایی از دفاع مقدس و اعتراض و مذهب و نهضت عاشورایی و مقاومت، آشکارا به چشم میخورد.
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه است. به همین خاطر آثار منظوم و منثور ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم.
نخست به تعریف سبکشناسی پرداختیم. سپس با معرفی علیرضا قزوه، به زندگی ادبی و آثارش اشاره کردیم و بعد آثار ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم. در این بررسی از ویژگی زبانی وی: استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی، تکرار کلمات، آواها و صداها و استفاده فراوان ازاسمهای اساطیری، تاریخی بررسی شدهاست. از ویژگیهای ادبی وی، استفاده فراوان از تشبیه، تشخیص، تلمیح، واجآرایی و غزلسرایی و از جنبهی فکری آثار او نیز، پنج محور با عناوین: ادبیات دفاع مقدس، اشعار آیینی و مذهبی، نهضت عاشورایی، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری، بررسی شدهاست.
1-1-1-1-تعریف لغوی سبکشناسیاز نظر لغوی، واژهی سبک، مصدر ثلاثی مجرد عربی است. بهمعنای گداختن و ریختن و قالبگیری کردن زر و نقره و “سبیکه” به معنی پاره زر و نقره گداخته و قالبگیری شده مشتق از آن است (شمیسا، 1382: 11)
1-1-1-2-انواع مفهوم سبکواژهی سبک در سه مفهوم بکار میرود: سبک شخصی، سبک دوره و سبک ادبی.
سبک شخصی: سبک خاص شاعر و نویسنده است و آثار او در طول قرون از اثر هر کس دیگری به نحو نمایانی متمایز نگاه میدارد(مانند فردوسی، نظامی، حافظ). (همان: 9)
سبک دوره: سبک کلی کم و بیش به همهی شاعران و نویسندگان دورههایی از تاریخ ادبیات است. مثلا مختصات که در آثار شعر قرون چهارم و پنجم مشاهده میشود. (همان: 10)
سبک ادبی: وجوه تمایز آثار ادبی از آثار غیر ادبی است. آثار ادبی در جهان مختصات خاص خود را دارند. (همان: 10)
1-1-1-3-تقسیم بندی سبکآنچه بیشتر مورد توجه شاعران و نویسندگان و محققان است سبک دوره است. از همه مهمتر و معمولتر، تقسیم سبک بر اساس دوره است. لذا ادوار شعر فارسی به صورت زیر تقسیم شدهاست:
سبک خراسانی: نیمه دوم قرن سوم قرن چهارم و قرن بنجم
سبک حد واسط یا دوره سلجوقی: قرن ششم
سبک عراقی: قرن هفتم، هشتم و نهم
سبک حد واسط یا مکتب وقوع واسوخت: قرن دهم
سبک هندی: قرن یازدهم و نیمه اول دوازدهم
دوره بازگشت: اواسط قرن دوازدهم تا پایان قرن سیزدهم
سبک حد واسط یا دوران مشروطیت: نیمه اول قرن چهاردهم
سبک نو: از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد. (همان: 13)
سبک نو و یا نیمایی یکی از تحولات مهم در شعر و نثر ادبیات فارسی بهشمار میرود.
سبک نیمایی نوعی هنجارگریزی و سنتشکنی است. ردیف و قافیه که درشعر فارسی یکی از ارکان است، بندی و سدی برای شاعران دانستند. بههمین خاطر ایرج میرزا با شعر “انقلاب ادبی” زمینه بروز شعر نو فارسی را فراهم آورد و نیما یوشیج با سرودن شعر عاشقانه” افسانه ” از نظر شکل و محتوا تازگی در شعر فارسی به وجود آورد. در آن توصیفات و تعبیرات تازهای دیده میشود. قوهی تخیل نیز در آن بیشتر شدهاست. (همان: 463)
1-1-1-4-انواع سبک نودر شعر سبک نو و نیمایی سه شیوه رایج بودهاست:
شعر آزاد: وزن عروضی دارد ولی جای قافیهها مشخص نیست.
شعر سپید: هر چند آهنگین است ولی وزن عروضی ندارد و جای قافیهها مشخص نیست.
شعر موج نو: نهتنها وزن عروضی ندارد بلکه آهنگ و قافیه نیز ندارد و فرق آن با نثر معمولا در ارائه مطالب و نحو خاص بیان و بطور کلی در تخیل شعریاست. (همان: 346)
آنچه در بررسی سبکشناشی یک اثر ادبی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آن اثر است. (غلامرضایی، 1377: 249)
در ویژگی زبانی به لغات و کلمات توجه میشود و در ویژگیهای ادبی به صناعات و آرایههای ادبی و در ویژگیهای فکری به اندیشهها ودیدگاههای نویسنده و یا شاعر توجه میگردد. (همان: 256)
1-1-2-سؤالات اصلی پژوهش1_ویژگی اصلی زبان شعری علیرضا قزوه چیست؟
2_ پرکاربردترین قالب در آثار علیرضا قزوه کدام است؟
3_مهمترین ویژگیهای ادبی و مهمترین خصیصهی فکری علیرضا قزوه کدام است؟
4-ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری آثار منثور علیرضا قزوه کدام است؟
1-1-3-پیشینهی تحقیقدر مورد موضوع تحقیق تاکنون کتاب یا مقالهی با این عنوان به صورت مستقل نوشته نشدهاست. بیشتر مقالاتی که در مورد قزوه هست، دربارهی معرفی آثار و زندگی وی است. اما در مورد سبکشناسی پژوهشهای قابل توجهی صورت گرفتهاست که میتواند راهنما و الگوی بحث سبکشناسی ما در این پژوهش قرار گیرد که به چند مورد اشاره میکنیم:
درگاهی، در مقالهی «جایگاه معنی در سبک شعر فارسی» (1383)، ارزش معنا در سبکشناسی شعرفارسی را مورد بررسی قرار دادهاست. مقاله با این دعوی آغاز میشود که دانش سبکشناسی بیشتر به مختصات ظاهری و مباحث صوری و زبانشناختی شعر اعتبار میدهد و در این کار معانی اندیشهها و درون مایههای اشعار را یکسره نادیده میگیرد. در حالی که هم در سرآمدان شعر کهن و هم درتعبیر، شاخهی مهمی از نقادان دو سدهی اخیر، معنی یکی از دو پایهی اساس سبکها و گاه حتی “تنها پایهی آن” به شمار آمدهاست و قالب و محتوا کیفیت یک جوهر واحد. (همان: 36)
درپر، درمقالهی «سبک شناسی انتقادی» (1391)، به تعریف سبک پرداخته و با رویکرد نوین در بررسی سبک بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی، به بحث وارد شدهاست. وی در چکیدهی این مقاله چنین آوردهاست که امروزه سبکشناسی فارسی به وضعیت رکودی، پژوهشهای منفردی که اغلب سبک را جدا از بافت موقعیتی متن بررسی میکنند، دچار شده که خروج از آن ضروری است. راهحلی که در این مقاله پیشنهاد میشود، معرفی شاخههای جدید سبکشناسی و بازیابی ابزارهای مناسبی جهت تجزیه و تحلیل متون فارسی است.
1-1-4- اهداف پژوهش1_ آشنایی با زندگی و آثار علیرضا قزوه.
2_ بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آثار منثور علیرضا قزوه.
3-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آثار منظوم علیرضا قزوه.
1-2-بخش دوم: چشم اندازی به زندگانی علیرضا قزوه1-2-1-معرفی علیرضا قزوهعلیرضا قزوه شاعر و نویسندهی ایرانی متولد 1342از جمله شاعران مقاومت و دفاع مقدس است او از جوانی به شعر و دین و وطن علاقه داشت و در همان دوران شاهد اشغال فلسطین و جنگ تحمیلی به کشورش بوده و مشاهده این اوضاع نوعی روحیه اعتراض را در شخصیت وی به وجود آوردهاست به نوعی که در شعر وی نیز تأثیر گذاشته، و در شعری که باعنوان (مولا ویلا نداشت) نمود واقعی پیدا کردهاست.
1-2-2-زندگی ادبی وی مدتی در جراید و رسانههای کشور از جمله روزنامهی جمهوری اسلامی، روزنامهی اطلاعات، مجلهی امید انقلاب، ادبستان و اهل قلم و برنامه رادیو کارکردهاست.
قزوه ازسال 1377 تا 1379 به عنوان وابستهی فرهنگی در تاجکستان بودهاست. ایشان همچنین با راهاندازی نخستین جشواره شعر فجر، قدمی جدی برای معرفی و ارتقاء شعر ایرانی برداشتهاست.
قزوه به مدت یکسال نیز عهدهدار ریاست شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. وی از سال1386 تاکنون به عنوان وابسته فرهنگی و مدیر مرکز تحقیقات فارسی دهلی نو مشغول به فعالیت است.
1-2-3-آثاراز قزوه حدوداً40 کتاب شعر و نقد و سفرنامه و نثر و تحقیق به چاپ رسیدهاست. کتابهایی با عناوین:
از نخلستانتا خیابان، شبی در آتش، این همه یوسف، عشق علیهالسلام، قطار اندیمشک، ترانههای جنگی، با کاروان نیزه، سفرنامهی قونیه در قطار، دو رکعت عشق، من میگویم شما بگریید، گزیدهی ادبیات معاصر، چمدانهای قدیمی، صبح بنارس، پشت هرسنگ خداست، ازخیبر جنوب، سورهی انگور.
1-2-4-مسؤولیت‌هامسؤولیت صفحه ادبی روزنامهی اطلاعات (بشنو از نی)
همکاری با رایزنی فرهنگی ایران در کشور تاجیکستان.
دبیر کنگرهی سراسری شعر دفاع مقدس در استان کرمانشاه.
دبير نخستين جشنوارهی بين المللی شعر فجر.
مسئول دفتر شعر و موسيقی وزارت ارشاد.
1-2-5-جوایزدر بیست و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، قزوه به خاطر کتاب شعر “با کاروان نیزه” جایزه تشویقی گرفت.
فصــل دوم: مبانی نظری
2-1-بخش اول: سبکشناسیسبك، در زبان عربي به معني گداختن و ريختن زر و نقره است و سبيكه پاره نقره گداخته را گويند. در اصطلاح ادبي به معناي طرز خاصي از نظم و نثر است كه معادل style اروپايي باشد.
Style    خود از ستيلوس يوناني مأخوذ است، به معناي آلتي فلزي يا چوبين كه به وسيله آن حروف و كلمات را بر روي الواح مومي نقش مي‌كرده‌اند. امروز هم ايرانيان به «قلم» معنایي شبيه به سبك مي‌دهند و مي‌گويند: «فلان كس خوب قلمي دارد».(بهار، 1349: 19 )
به عبارت بهتر، سبك هر كس، روشي است كه براي بيان انديشه خود برمي‌گزيند مشروط بر اينكه اين روش را خود ابداع كرده باشد يا حداقل با روش ديگران متفاوت باشد.(محجوب:51)
  پيشينه سبكشناسي را بايد در يونان و روم جستجو كرد. افلاطون سبك را كيفيت و امتيازي تعريف مي‌كنند كه گوينده‌اي به لحاظ برخورداري از الگوی مناسب و شايسته كلام از آن بهره‌مند است و گوينده‌اي ديگر به دليل فقدان اين الگوي مناسب، از آن بي بهره است؛ اما ارسطو سبك را خاصيت ذاتي كلام مي‌داند و معتقد است هر اثري داراي سبك است حال اين سبك ممكن است پست، متوسط يا عالي باشد. سبك خصوصيتي اكتسابي است اما به درجات مختلف تقسيم بندي مي‌شود،(امینپور، 1384: 180) روميان نيز سبك را به درجات والا، معتدل و عاميانه تقسيم مي‌كردند.
  سبك شناسي به معناي حقيقي خود در ايران سابقه‌اي ندارد و نخستين آثار اين فن به صورت بسيار ضعيف در تذكره‌ها ديده مي‌شود. تذكره نويسان در ترجمه احوال يك شاعر يا نويسنده در مورد سبك وي تسامح مي‌كردند و گفتار را با تمجيد و اغراق به پايان مي‌رساندند.
عوفي درباره سبك شاعري چنين مي‌نويسد: «شعرش چون مشاهده دوستان در صحن بوستان يا مكاشفه معشوقان پريزاده با عاشقان دلداده». از اين توصيف تقريباً هيچ نكته سبك شناسي دستگير خواننده نمي‌شود.
  از عهد صفويه به بعد در كتب تذكره به معناي سبك برمي‌خوريم و ظاهراً اولين جايي كه لفظ سبك به كار رفته «مجمع الفصحا»ي رضا قلي‌خان هدايت است. (بهار، 1349: 21 )
  در ايران هرگاه سخن از روش بياني يك نويسنده يا شاعر بوده است. كلمات، طرز، طريقه، شيوه، نمط، سياقت، اسلوب و مانند اينها به كار مي‌رفته است.
  خاقاني و صائب از شاعراني بوده‌اند كه در مورد طرز شعر خود سخن گفته‌اند، صائب امتياز خود را آشنايي با طرز سخن مي‌داند.(انوشه، 1375: 460)
           ميان اهل سخن امتياز من صائب  
                                   همين بس كه با طرز آشنا شده‌ام
 
  بررسي سبك سخن در ايران، با سبكشناسي بهار آغاز شد. كتاب سه جلدي وي – سبكشناسي يا (سير تطور نثر فارسي) – به بررسي آثار نثر فارسي از آغاز تمدن اسلامي تا عصر حاضر نموده است.
  نكته بسيار مهم در سبك شناسي توجه به بسامد است. اصولاً سبك از طريق مقايسه قابل ادراك است چنانكه رنگ‌ها در تقابل يكديگر خود را نشان مي‌دهند. در مطالعه نُرم و انحراف از آن، وجود يك يا چند عنصر سبكي چندان اهميت ندارد اما بسامد عناصر سبكي اهميت دارد؛ مثلاً كاربرد دو حرف اضافه براي يك متمم از ويژگي‌هاي سبك خراساني است اما از مختصات غزل حافظ نيست هر چند كه در ديوان حافظ به كار رفته باشد زيرا بسامد آن اندك است.
  هر سبكي نسبت به سبك ديگر داراي انحراف است و اين يعني سبك؛ مثلاً ديوان سعدي يك هنجار يا نرم است و غزل صائب در مقايسه با آن خارج از نرم است اما، هر دو سبك دارند. از اينجاست كه برخي در تعريف سبك مي‌گويند: سبك يعني عدول از نرم.(شفیعی کدکنی، 1379: 38)
سبک از جهات مختلفی قابل تقسیم است؛ از این‌رو، در عرصه ادبیات  اقسام سبک ادبی متفاوتی به وجود آمده است.  
2-2-بخش دوم: نگاهی به ادبیات دفاع مقدس، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری2-2-1-ادبیات دفاع مقدسکشور جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 تحول شگرفی در ادبیات به وجود آمد. بعد از حمله عراق به ایران و دفاع مردم ایران از وطن و دین و ناموس خودشان، نوعی ادبیات با عنوان ادبیات دفاع مقدس به وجود آمد.
ادبیات دفاع مقدس به مجموعه نوشتهها و سرودههایی اطلاق میشود که درونمایه آن به مسایل هشت سال دفاع مقدس و پیامدهای آن بازگردد. در نگاهی وسیعتر میتوان طیفی گستردهتر و جغرافیایی فراختر برای این عنوان تصورکرد و با تکیه بر ویژگیهای دفاع مقدس بودن که تداعی الهی و دینی برای این نوشتهها وسرودههاست. (سنگری، 1380: 15)
ادبیات دفاع مقدس بخصوص شعر و متعهد بر پایهی فرهنگ ظلم سیتیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست. از انجا شاعران این دوره آگاه هستند و متاثر از اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است، شعر دفاع مقدس نیز در مسیر تکاملی خویش در هشت سال دفاع مقدس ناظر رشادتها و فداکاری جوانان بودهاند و شاهد لحظه لحظهی تصویرهای آن جامعه بودند.
ادبيات هر ملت، تحت تأثير شرايط سياسي اجتماعي، فرهنگي و ديني هر ملت است. جنگ تحميلي و در برابر، دفاع مقدّس در اين نبرد از سال(67ـ59) بوده و عظمت اين نبرد شجاعانه و نيز شكوه حضور مردم ديندار ايراني در اين جنگ، ادبيات و شعر فارسي را از ديد رنگ و صورت و معني دگرگون و به آن رنگ دلاوري و ديني و عرفاني دادهاست. در قرون متمادي گذشته، حماسه، عرفان، عشق و اخلاق، از عمدهترين مفاهيم اشعار ايراني بوده و شاعر دفاع مقدس همه اين مفاهيم تجسّم كرده و يا شنيده و تجربهكرده و آن آزمودههاي عيني خود را با تجارب شعري درآميخته و در پوشش هنر و شعر به تصوير كشيدهاست. (حسینی، 1380: 9)
جنگ تحميلي و به دنبال آن دفاع مقدّس شگرفترين تأثير را بر ادبيات منظوم و منثور ايراني گذاشته است. «مجموعه سرودهايي را كه در قالب هاي گوناگون اعم از سنتي و نو، نيمايي و سپيد شكل گرفتهاند و درون مايه اصلي آنها تشويق و تكريم دوست و تحقير و تهديد دشمن و تقويت روحيهی مذهبي و ملي براي حفظ وطن و انقلاب است، شعر جنگ مي ناميم. شعر جنگ به لحاظ زماني حدفاصل بين شروع تجاوز دشمن تا پذيرش قطعنامه(598) را در بر ميگيرد.” (همان: 12)
2-2-2-شعر اعتراضشعر اعتراض شعري است كه داعيهی پيكار با ظلم و بيعدالتي، زشتي و پلشتي و نامردي و نامردمي را دارد و به دنبال بسترسازي براي استقرار ارزشهای الهی در سرتاسر جهان است  و اگر شاعر بتواند تعهد اعتراضآمیز خود را وجوه هنری ببخشد، شعرش همیشه شعر خواهد بود و خواهد توانست دهان مخالفان تعهد سیاسی و اجتماعی  را در شعر ببندد. میزان توانمندیهای شاعر و کیفیت بیان است که به شعر مانایی میدهد در غزل امروز وقتی این اعتراض از صافی تغزل هم عبور داده میشود، مانایی و زیبایی خاصی به آن بخشیده میشود.
شعارگرایی نه تنها در شعر اعتراض که در شعرهایی با موضوعهای دیگر نیز میتواند ظهور داشتهباشد و نبایست با این حربه به رد شعر اعتراض پرداخت و جوهر کلام آن که در شعر اعتراض تعهد نه بر شانههای شاعر و شعر بل بر دوش مخاطب سنگینی میکند و مخاطب متعهد باید باشد نه شاعر. (لنگرودی، 1377: 85)
2-2-3-ادبیات مقاومت و پایداریعنوان ادبیات پایداری معمولاً به آثاری اطلاق می‌شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی با پایگاههای قدرت، غصب قدرت و سرزمین و سرمایه‌های ملی و فردی و… شکل می‌گیرند. بنابراین جان‌مایهی این آثار با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی در همهی حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ایستادگی در برابر جریانهای ضد آزادی است.
صرف‌نظر از ویژگیهای کلی این نوع ادبیات، آن‌چه وجه ممیزهی آن از سایر مقوله‌های ادبی است، در پیام و مضمون آن نهفته است. بدین معنا که آثاری از این دست اغلب آیینهی دردها و مظلومیتهای مردمی هستند که قربانی نظامهای استبدادی شده‌اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود، دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان‌باختگان وطن را در بطن خود دارند. (شکری، 1366: 11)
یکی از دغدغه‌های اصلی نویسندگان و شاعران این نوع ادبیات، بی‌هویتی نسلی است که رفاه غربت، آنها را از درد و رنج ملت خویش غافل کردهاست. از این روست که می‌کوشند با طرح نمادهای اسطوره‌ای ملی و تاریخی، عرق وطن‌دوستی و دفاع از آب و خاک و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب (به جای تن دادن به وضع موجود) را در افراد ایجاد کنند. (همان: 15)
نخستین و بایسته‌ترین گام در بحث و تحلیل هر مقوله‌ای، شناخت جغرافیایی آن موضوع و ترسیم مرزهای آن است. بی‌گمان برای بسیاری از موضوعات، فراخنا و گستره‌ای بی‌مرز می‌توان قائل شد و این شیوه‌ای است که در حوزهی علوم انسانی متداول‌تر است و البته جز گره‌افکنی در کار و ایجاد ابهام و سردرگمی ره‌آوردی ندارد. ادبیات مقاومت یا پایداری نیز مصون از این خطرگاه نیست. می‌توان دامنهی ادبیات پایداری را به هر نوع ایستادگی و رویارویی انسان که در قالب شعر و نثر ظهور و بروز می‌یابد گسترش داد. در این صورت سروده‌های نخستین انسان در ستیز با عناصر طبیعت و عوامل مرموز مؤثر در سرنوشت، نوشته‌ها و سروده‌هایی که ستیز انسان با خویش و خواهشهای شکننده و اسارت‌آفرین را باز می‌گویند و همهی آثاری که به جنگهای تاریخ ملتها برمی‌گردند در قلمرو ادبیات پایداری قرار می‌گیرند.
اما این شیوة تحلیل و تبیین و اعتقاد به چنین میدان فراخ و بی‌مرزی نه علمی است و نه منطقی. از نظرگاه علمی، ادبیات پایداری به مجموعه آثاری اطلاق می‌شود که از زشتیها و پلشتیهای بیداد داخلی یا تجاوزگر بیرونی، در همهی حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، با زبانی هنری (ادیبانه) سخن می‌گوید. برخی از این آثار، پیش از رخ نمودن فاجعه، برخی در میان جنگ یا پس از گذشت زمان ـ به نگارش تاریخ آن می‌پردازند.” (همان: 19)
فصــل سوم: بحث وبررسی
3-1-بخش اول: سبکشناسی آثار منثور علیرضا قزوهاز آثار منثور قزوه، نثر ادبی سفرنامهی قونیه در قطار(1388) و سفرنامهی حج پرستو در قاف(1388)، که بیشتر بار ادبی داشته است، مورد بررسی قرارگرفتهاست.
3-1-1-سبکشناسی داستاندر سبکشناسی داستان، ما همچون سبکشناسی شعر، اول به تعریفی از سبکشناسی داستان میپردازیم سپس وارد بحث میشویم. آنچه موجب همانندی یا ناهمانندی سبک داستانهای نویسندگان است، از طریق زبان مشخّص می‌شود. زبان نیز آمیزه‌ای از کلمات و جملات است. امّا تنها این کلمات و جملات نیستند که خواننده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بلکه چگونگی گفتن یا نحوه کاربرد و انتخاب کلمات و جملات که شیوهی نگارش و یا سبک خوانده می‌شود. (میرصادقی، 1380: 502) و می‌تواند در نهایت مورد قبول خواننده واقع شود، در برجسته کردن یک اثر، نقش عمده‌ای دارد. شیوة گفتن یا شگردی که نویسنده برای نقل داستان خود مورد استفاده قرار می‌دهد، حاصل تصّرف وی در ساختهای مختلف زبانی، بیانی و مشخّصه‌ها و ویژگیهای دیگری است که داستان را تشخّص ویژه‌ای می‌بخشد و آن را به نام نویسندهی آن سکّه می‌زند. استفاده از این تجربهی معمول در سبک‌شناسی، که اثر را از سه دیدگاه زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار می‌دهد، (شمیسا، 1381: 23) در این پژوهش هم مورد توجه قرار گرفته شده و آثار قزوه را از این سه دیدگاه مورد بررسی قرار دادهایم.
3-1-2-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری دو اثر منثور علیرضا قزوه3-1-2-1-ویژگی زبانیاز ویژگیهای زبانی این دو اثر ادبی به چند مورد که بیشتر به چشم میخورد اشاره میکنیم:
3-1-2-1-1-استفاده از زبان محاورهایدر این دو سفرنامه از زبان محاوره و دستور زبان عامه بیشتر استفاده شدهاست به طوری که اجزای جملات در جای معمول خود به کار گرفته نشدهاست و از دستور زبان معیار پیروی نکردهاست.
موج موج آدم و ماشین میخوردند به ساحل خیابان! طوفانی از ترافیک، هیاهو و هوهو. من در چهار راه مولوی سرگردان بودم وچشم به راه، زنگ زدم به همسفران که ماندهام در این شلوغی. (قزوه، ت، 1388: 11)
و یا در جای دیگر آوردهاست:
مولانا را نشاندم بر صندلی بیست و ششم! گفتم: «این پرویز بیگی است؛ همسفرم». (همان: 17)
از دست راست مولانا همین طور نور میریخت توی دست چپش و از دست چپش میریخت کف قطار. (همان: 43)
دیدم در داخل ضریح پرشده از کتاب های رمان و داستان و شعر. (همان: 55)
بعد خیام ایستاد کنارمان و گفت: می رحمانی آوردهام برایتان. (همان: 72)
کارت پروازمان شماره صندلی نداشت. فهمیدم هرکه هرکه است و رفتم نشستم آن جلوها: بغل پنجرهی هواپیما که به عبارتی میشد لژ هواپیما. (قزوه، پ، 1388: 11)
و یا در جای دیگر مینویسد:
اتوبوس از روی پلی بالا میرود. همه چشم برمیگردانیم. گنبد سبز رسولالله(ص) را میبینم و اشتیاق و اندوه اشک میشود در چشمها. (همان: 23)
بوی مدینه میآید. این را از نم نم باران فهمیدم. دلها بیتاباند و چشمها گریان. (همان: 22)
آن شب شب قدر بود و شیخ رفته بود دریاچهی نمک تا دعای جوشن کبیر بخواند که آخرهای دعا خمپارهی عراقیها آمد و… گفتم شیخ در گلستان شهدای قم دفن است و گفتند حتما عوض آنها بروم سر قبر شیخ… (همان: 59)
رفتم سمت مسجدالنبی نزدیک مسجد بلال و نزدیکی قبة الخضرا چند تا عکس گرفتم. (همان: 71)
ایستادهایم پای کوه سلع”کوهی سیاه در غرب مدینه و متصل به شهر”پایین تر از احد. (همان: 50)
میرویم تا مسجد شجره “آداب احرام و تلبیه را انجام دهیم” نماز بگزاریم و راهی شویم به سمت امالقری. (همان: 73)
3-1-2-1-2-استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربیاز دیگر ویژگی زبانی آثار منثور قزوه استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی است.
قزوه با این ویژگی زبانی نشان میهد که به دین و مذهب و اسلام توجه خاصّی دارد. بیشتر این لغات و اصطلاحات استفاده شده در متن، برگرفته از آیات و روایات تاریخ صدر اسلام و قرآن است. به همین خاطر از وی میتوان به عنوان شاعر مذهبی و آیینی یاد کرد.
در زیر به چند مورد از این ویژگی زبانی آثار منثور قزوه اشاره میکنیم:
بایزید گفت: «سبحانی ما اعظم شأنی». (قزوه، ت، 1388: 71)
بین الحرمین و کف العباس و تل زینبیه (همان: 14) گفتم: «بسم الله! لقمه بزن با ما» (همان: 18)
کل شیء هالک الا وجهه… (همان: 111) یحتمل، اطلاع ثانوی. (همان: 117)
خلق الله و تقبل الله و لاترفعوا اصواتکم… و تبت یدا ابی لهب… (همان: 30)
با یک دشداشه به اثنی عشر ریال و شدم شبیه اعراب (همان: 58)
الفسته فی الفندق (همان: 68) لبیک “اللهم لبیک (همان: 74) لااله الا الله (همان: 76) ان شاالله زلزله (همان: 78) کبارالعلماء (همان: 83) ممنوع الافتراش (همان: 117) الغرض (همان: 114) یا مقلب القلوب والابصار (همان: 117)
3-1-2-2-ویژگیهای ادبی3-1-2-2-1-تشبیهیکی از آرایههای ادبی رایج در آثار منثور قزوه، استفاده فراوان از تشبیه است. اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیز دیگری، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغنما باشد، یعنی با اغراق همراه باشد. (شمیسا، 1383: 33) در این مورد به چند شاهد مثالی از آرایه ادبی تشبیه که قزوه در میان آثار منثور خود استفاده کرده، اشاره میکنیم:
موج موج آدم و ماشین میخوردند به ساحل خیابان! طوفانی از ترافیک، هیاهو بود و هوهو. (همان: 11)
گفتم چهارتا غذای گرم و یک پرس نور! دانستم که مولانا نور میخورد. (همان: 18)
با کمک شمس و با مساعدت مجلس شورا و شورای شهر، روح قطار را باز میگردانیم به عقب. (همان: 87)
اتاقک کوچک شبیه زاغه با تخت های وا رفته. (همان: 20)
3-1-2-2-2-تشخیص (جان بخشی)
از ویژگیهای ادبی دیگر قزوه در آثار منثورش استفاده از آرایه ادبی تشخیص و جانبخشی است. شفیعی کدکنی در تعریف تشخیص آوردهاست:
بخشیدن صفات انسان و به ویژه احساس انسانی به چیزهای انتزاعی، اصطلاحات عام و موضوعات غیر انسان یا چیزهای زندهی دیگر. (شفیعی، 1375: 150)
که به چند مورد از این صنعت ادبی اشاره میکنیم.
بیشتر این هیاهو مال این دل آتش گرفتهاست که دارد این وقت غروب، نینامه میسراید. (همان: 11)
چرا ماشینها ایستادهاند. شاید تعظیم میکنند به جلال الدین. (همان: 12)
اگر خدا خواست و ماندیم در حافظهی تاریخ فدائیان سرتاریخ حج اول بنده جرّ و بحث نکنند (قزوه، پ، 1388: 16)
چه زود دوست شدم با مدینه. با هوایش “خاکش”و خیابانهایش. (همان: 28)
درشمال مدینه و در قسمت شرقی آن کوهی قهوهای رنگ و نهچندان بزرگ قدکشیده به نام احد، که میان همه کوههای عالم یگانه است و بوسه بر گامهای بزرگانی چون رسول الله و علی ابن ابی طالب و حمزه سیدالشهدا زدهاست. (همان: 46)
3-1-2-2-3-حسآمیزیاز دیگر ویژگیهای ادبی قزوه استفاده از صنعت ادبی حسآمیزی است.
شفیعی کدکنی در کتاب صورخیال در شعر فارسی در تعریف این آرایه ادبی آورده است « یکی از وجوه برجستهی ادای معانی از رهگذر صورخیال، کاری است که نیروی تخیل در جهت توسعهی لغات و تعبیرات مربوط به یک حس انجام میدهد، یا تعبیرات و لغات مربوط به یک حس را به حس دیگری انتقال میدهد» (شفیعی، 1375: 271)
با این تعریف به چند مورد از این صنعت ادبی استفاده شده در آثار منثور قزوه اشاره میکنیم.
من فکر میکنم که تمام آن ستونها و شاخههای خرما”تمام آن خشتهای ساده مسجد” که دستهای پیامبر آن ها را نوازش کرده بود” روزی گریه کردند چون آستن حنانه”و من هنوز صدای آنها را از زیر خاکها میشنوم. از محله بنیهاشم دیروز گذشتم و از در جبريیل امروز وارد مسجد قدیمی رسول الله شدم که ناگهان سنگهای مرمر و درهای کندهکاری شده و منبرهای سلطان پسند” مرا از آن همه خاطرات آفتابی جدا کرد. (همان: 40)
قزوه در بخشی از این کتاب آوردهاست:
گفتهاند یک هفته در مدینه میمانیم. یک هفته فرصت کمی نیست و میشود بارها رفت کنار بقیع و حرم رسوالله. گرچه مزهاش به این است که دستت را برسانی به ضریح. (همان: 40)
3-1-2-2-4-کنایهاز دیگر ویژگی ادبی آثار منثور قزوه، کاربرد صنعت ادبی کنایه است.
کنایه عبارت است از بهکار بردن یک عبارت در دو معنی قریب و بعید (ذکر قریب و اراده کردن بعید) است. در عبارت(دهن بین) مفهوم قریب عبارت است به دهان دیگران نگاه کردن برای گوش کردن به حرف آنها است. در معنی بعید عبارت است از زودباوری، یعنی هرچه دیگران میگویند باور میکند. (هادی، 1371: 137)
بیشتر کنایههایی که قزوه در میان متن آوردهاست، کنایههای عامیانه و کوچه و بازار است و این موضوع از مردمی بودن شاعر حکایت دارد که به چند نمونه اشاره میکنیم.
پرویز بیگی گفت: قالیچههای تبریز حرف ندارد… (قزوه، ت، 1388: 86)
حملهدار سابقمان کارد به او میزدی خونش درنمیآمد. (قزوه، پ، 1388: 21)
جوجه مرغهای سوخته شده وگربههایی که میآمدند از بین پاهای حاجیها رد میشدند و مگسها که بازارشان گرم بود. (همان: 20)
گداها هم عجب کاروبارشان گرفته است. (همان: 37)
آدم باید مغز خر خورده باشد تا حرف اینهارا باور نکند. (همان: 39) و همه میگویند خدا راضی نیست و پیامبر راضی نیست و باز همان آش و همان کاسه و انگار کاسهای زیر نیم کاسه هست. (همان: 113) و حسابی دماغشان سوخت. (همان: 117) میانه فهد و برادرش سلطان عبدالله ولیعهد” هم شکر آب است. (همان: 119)
3-1-2-3-ویژگی فکریاز دیگر مواردی که در سبکشناسی یک اثر ادبی مورد توجهاست بررسی ویژگی های فکری یک اثر ادبی هست. قزوه در اثر ادبی سفرنامهی قونیه در قطار، با سفر خیالی با قطار به همراه مولانا و دیگر شاعران و نویسندگان همسفر میشوند و در هر ایستگاه به موضوعی میپردازند و در قالب نوعی طنز و انتقاد، ماجراهایی را مطرح میکند و نظر شاعران بزرگ و شاعران هم عصر خود را از دیدگاه خود، البته با شناختی که از روحیه و اخلاق آنان دارد بیان میکند.
این مسافرت تخیلی چهل ایستگاه دارد که برای هر کدام عنوانهایی را انتخاب کردهاست. مثلا در ایستگاه هفدهم با عنوان «ای برادرقصه چون پیمانه است» قزوه آوردهاست: داریم به ایستگاه شارحان مثنوی میرسیم! انقروی، فروزانفر، استعلامی، محمد تقی جعفری، سروش، خرمشاهی و دیگران هرکدام یک ایستگاه داشتند و خودشان هم ایستادهبودند در کنار ایستگاه. بعد من پرسیدم: شرح محمدتقی جعفری بهتر است یا فروزانفر، که شمس شرح جعفری را بیشتر پسندید. (قزوه، ت، 1388: 103)
همچنین قزوه در این اثر ادبی گریزی هم به هشت سال دفاع مقدس زدهاست. وی به خاطر حضور خودش در جبهه و جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، از رشادتهای رزمندگان و جانبازان سخن به میان آوردهاست:
در تک شلمچه من هم بودم. چندتا از بچههای زخمی را خودم بردم عقب. آخرش شیمیایی زدند. سینهام هنوز هم می سوزد… (همان: 37)
مولانا میگوید، مشتاق شنیدن است. عبدالملکیان سینه صاف میکند و میخواند: “تمام چهارده سالگی اش را در کفن پیچیده ام… “(تشییع شهید چهارده ساله ای است در روستای دوآبه!). (همان: 29)
علیرضا قزوه در نوشتن سفرنامهی پرستو در قاف، با دیدن اماکن مقدس،گریزی به تاریخ میزند و از اوضاع و احوال اولیای الهی در زمان حیات مبارکشان سخن به میان میآورد. این سفرنامه علاوه بر اینکه یک روایت عینی از سرزمین وحی است نوعی آگاهی بخشی از اوضاع و احوال حاجیان در مکه و مدینه هست و از تاریخ و احادیث و روایاتی که راجع به این سرزمین آمده، سخن به میان میآوررد.
کنار قبر امسلمه بودم که بیاختیار یاد کربلا افتادم. امسلمه هماره مدافع اهلبیت بود و عایشه… (همان: 32)
قبا در جنوب غربی شهر، اولین مسجدی بوده که پیامبر و اصحاب، آن را در مدینه بنا کردند. پیامبر فرمودهبود که جبرئیل در ساختن این مسجد به من کمک کرد. قبا همان جاییاست که مردم مدینه هر روز به شوق دیدار پیامبر به آنجا میآمدند. (همان: 62)
قزوه از آدمهای دور و برش هم انتقاد میکرد که آنطور که شایستهی بندگی خدا باشد، بندگیاش را نکردهاند:
رحیم میگفت یک زن آفریقایی آمدهبود هر هفت تا سنگ را پرت کرد توی سر جمعیت و رفت. و من فکر میکردم اگر حلاج و شبلی و عین القضات و بایزید و این جور آدمها هم میآمدند و اوضاع روزگار ما را میدیدند همین کار را میکردند. (همان: 115)
همچنین قزوه در این سفرنامه اعمال حج را مهم میدانست ولی بیشتر به دل توجه داشت تا به ظاهر.
گفتهاند حق نداریم به آینه نگاه کنیم. یک دانه از موی سر یا ریشمان را بکنیم باید قربانی دهیم. خلاصه باید دست از پا خطا نکنیم” اما اینها همه ظاهری است. اصل کار، دل است که باید حرام را ترک کند و ما همه دردمان این است و اصلا حج برای این است که بیاییم دل را مداوا کنیم. (همان: 75)
از دیگر مبانی فکری قزوه انتقاد و اعتراض به سران و خادمالحرمین هست که با اماکن مقدس کارهایی را میکنند که باب میل آمریکا و دشمنان دین است نه صلاح دین و اسلام.
در قسمت شمالی و شرقی و غربی تا دلت بخواهد در ساختهاند و نام خیلی از همین سلاطین و خلفا و امرا را گذاشتهاند بالای درها. باب عبدالمجید و عبدالعزیز و سعودی و فردا لابد یا سلطان عبدالله”برادر فهد”یا پسر فهد”بستگی به این دارد که آمریکا از کدام یک بیشتر خوشش بیاید و باید منتظر توسعهها بمانیم. (همان: 46)
همچنین قزوه از دنیاطلبی و زرق و برق دنیایی خادمالحرمین پرده برمیدارد و از مظلومت بقیع مینویسد:
بر کوهی، قصری بزرگ و ییلاقی ساختهاند باشکوه و زرق و برق دنیایی که متعلق به خادمالحرمین و بقیع و بارگاه حضرت حمزه را نیز وهابیون خراب کردهاند به همان دلیل که کاخ ییلاقی خادمالحرمین باید آباد بماند و یک دو جین از کاخها در همین حجاز قد کشیدهاست و یک دو جینش در فرنگستان. (همان: 47)
قزوه از دشمنی و کینه توزی شرطهها و عمال با دوست داران اهل بیت (ع)میگوید و تظاهر به دینداری آنان را به سخره میگیرد:
یک ماشین امر به معروف! آمد با بلند گوی قوی دارد مخ همه را میخورد و چرت میگوید و از خود دلشاد است! دارد بلند بلند میگوید که اینجا احد است و حرف هایی مثل ” آنچه در جوی میرود آب است ” تا روضه را خراب کند و همه اعصابشان خرد شده و تک و توکی مثل من که عربی شکسته بستهای میفهمند هم داغ کردهاند و خلاصه روضه خراب میشود و امر به معروف کامل! (همان: 49)
3-2-بخش دوم: سبک شناسی آثار منظوم علیرضا قزوهدر سبکشناسی آثار منظوم قزوه نیز به خاطر تعداد زیاد کتابها و آثار منظوم، به چند کتاب و مجموعه شعری ایشان که بیشتر بار ادبی داشتهاند و مورد قبول و استقبال خوانندگان زیادی قرار گرفتهاست توجه شدهاست. این آثار عبارتند از: گزیدهی اشعار سورهی انگور، از نخلستان تا خیابان، عشق علیهالسلام، با کاروان نیزه و پشت هر سنگ خداست.
3-2-2-ویژگی زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه
بیشتر آثار شاعران بزرگ دارای ویژگیهای زبانی و ادبی خاصی است که آن اثر ادبی را از دیگر آثار شاعران دیگر متمایز میکند. این ویژگیها نشان دهندهی فکر و شخصیت شاعر و نویسنده است. از ویژگیهای زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه به چند مورد اشاره میکنیم که به با توجه به استفاده بیشتر و بارز بودن این ویژگیها در آثار ایشان، مرتب گردیدهاست. 3-2-2-1-استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربیاز ویژگیهای زبانی قزوه یکی استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی است. این ویژگی نشان از مذهبی بودن وی است. چرا که بیشتر لغات و اصطلاحات استفاده شده، از آیات و روایات اسلامی است. به چند مورد از این ویژگی زبانی قزوه با آوردن شاهد مثالها اشاره میکنیم. یاربّ به حقّ سیّد و سالارِ انبیاء/ یاربّ به حقّ هرچه نبی تا ابوالبشر. (قزوه، ث، 1390: 253)
یاربّ به حق آیهی «والشّمس والضُحی»/ یاربّ به حق سورهی «النجم» و «القمر». (همان: 253)
هوالعشق و هوالحیّ و هوالهو خوشا هوهو زدن با حضرت او
(همان: 257)
شکستم در قصیده، درعزل، ای جان شور و شعر تو را وقتی که در فریاد «ادرک یا اخا» دیدم (همان: 246)
می یی خواهم که باشد نغمهی او هوالعشق و هوالحیّ و هوالهو
(همان: 260)
تسبیح توست رشتهی تعقیب واجبات قد قامت الصّلاتی و حیّ علی الصَلات
(همان: 217)
گفتم: برای عاطفهای که در ما مردهاست رحم الله من یقرء الفاتحه مع الصلواه
(قزوه، ج، 1390: 54)
نذر دلم کن امشب سلسله الذهب را چیست به غیر زنجیر سلسلههای عرفان
(قزوه، ث، 1390: 84)
اندکی بالاتر از آبادی تسلیم محض صاف میآیی سر کوی «صراط المستقیم»
(همان: 86)
عشق یعنی قاف و لام «قل هو الله احد» عشق یعنی بای «بسم الله الرحمن الرحیم»
(همان: 86)
اینک ببین که غرق گل بوسه میشود دیوارهای ساده دارالامارهات
(همان: 30)
امشب ازکوی بنبست، با پای سر میتوان رست
روشن چراغ دل و دست، با نور «امّن یُجیب» است
(همان: 39)
گفت: پیرت کیست؟ گفتم: عشق رضی الله عنده گفتم: عاشق نیستی گفتم: به قران مجید…
(همان: 45)
گفت: لا گفتم ولی پایانش«الاالله» بود گفتم: اما آن که میبایست، حرف را شنید
(همان: 45)
اشهد ان لا… شهادت، اشهد ان لا… شهید محشر الله الله است، میدانی چرا؟
(همان: 114)
صاحب«حی علی… »! لقمه نوری برسان سحر از راه رسیدهست، اذان را چه کنم؟
(همان: 35)
ناز شدم، نور شدم، سورهی انگور شدم گفت هؤالعشق بگو، گفت هؤ النور بخوان
(همان: 96)
ای آیینه «لست علیهم بمسیطر» دریاب مرا، حضرت شمس الحق تبریز!
(همان: 99)
یا « انها النفس… » بخوانیم و بگوییم و زمرگ نترسیم «توکلت علی الله»
(قزوه، ح، 1390: 44)
تعالی الله خود لبیک اللهم لبیکی چه لبیکی که در هفت آسمان پیچیده هوهویت
(قزوه، ث، 1389: 101)
3-2-2-2-استفاده فراوان از اسمهای اساطیری و تاریخییکی دیگر از ویژگیهی زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه، استفاده از اسمهای اساطیری و تاریخی است. قزوه با آوردن اسمهای اساطیری و تاریخی در آثار خود، علاقه و رغبت خود را به تاریخ کهن ملی و قهرمانان اسطورهای میهن خود نشان داده است. قزوه با یادآوری نام آنان و الگو گرفتن از رشادتها و جوانمردیهای آنان، راه را به نوگرایان و انسانهای معاصر خود نشان میدهد. شبی تار و دلگیر و سرد و سیاه سیاووش و رستم، گرفتار چاه
(قزوه، ث، 1389: 278)
همه پهلوانان البرز کوه ز دیوان و اهریمنان در ستوه
(همان: 278)
نیامد به امداد ما رستمی خدایا بر این زخم‌ها مرهمی
(همان: 278)
درخشید بیرق چو در دست مان خجل شد از آن بیرق کاویان
(همان: 279)
خدا تا گل افشان کند خاک را شکستیم تندیس ضحاک را
(همان: 279)
دیوها دعوی اعجاز سلیمان دارند مرغ پیغامبر ما شده‌اند این مگسان
(همان: 123)
گول این نقش آفرینان ثنا گو را مخور بیشتر گرسیوزان را شکل رستم میکشند
(همان: 34)
کنار من بنشین امشب که تا سپیده سخن گوییم تو از طلوع اهورایی، من از غروب تماشایی
(همان: 71)
در شهر یکی نیست چو چشمان تو خون ریز من شهر نشابورم وتو لشکر چنگیز
(همان: 99)
نام تو شهرهتر از قاف شدهست ای سیمرغ باز هم پر بگشا درخود، بیپر، قیصر!
(همان: 23)
گنج این ویرانه بودم، خار و خس دزدیدهام شور عنقا داشتم، بال مگس دزدیدهام
(همان: 27)
3-2-2-3-تکرار کلمات
یکی دیگر از ویژگیهای زبانی آثار منظوم قزوه، تکرار کلمات است. وی برای تاثیرگذاری بیشتر و نیز برای ایجاد آهنگ و موسیقی، در اشعار خود از ویژگی زبانی تکرار کلمات بهره جسته است. قزوه از واژههای همچون: دل، مست، گل، دین، وطن، صبح، درد، آتش و… برای تکرار استفاده کرده که هرکدام ازاین واژگان برای تاکید بر مطلب مورد نظر استفاده شدهاست که به چند مورد اشاره میکنیم. من این‌جا سرد سردم، ای دل ای دل جدا از اهل دردم، ای دل ای دل
من و رفتن به سوی روشنایی دعا کن برنگردم، ای دل ای دل
(قزوه، ث، 1389: 164)
به دیدار تو می‌آییم مستِ مستِ مست، امشب نماز وصل می‌خوانیم، در بیداری و مستی
(همان: 137)
غزل‌تر از غزل، گل‌تر از گل، زیباتر از زیبا تواز الله اکبر آمدی، از اشهد ان لا…
(همان: 132)
هرچند خسته‌ایم، در خود شکسته‌ایم باید دوباره رفت، باید دوباره دید
(همان: 124)
صبح آمده‌ست، صبح، عید آمده‌ست، عید چون سیب سرخ عید، لبخندتان رسید
(همان: 124)
تو را دوست داریم ای روح و تن وطن! ای وطن ای وطن ای وطن
(همان: 283)
شما موج، دریا، شما رود، کوه سراپا غرور و سراپا شکوه
(همان: 284)
تو ای دین و ایمان، تو ای جان و تن وطن، ای وطن، ای وطن، ای وطن
(همان: 287)
تبسّم کن، تبسّم کن، الهی مرا در عطر خود گم کن، الهی
(همان: 158)
تو هردو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش! زهر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست
(همان: 248)
من اینجا سرد سردم، ای دل، ای دل! جدا از اهل دردم، ای دل! ای دل!
(قزوه، ج، 1390: 28)
تیغ میچرخد و من سینه زنان میگریم در دلم هلهله حیدر حیدر، قیصر!
(قزوه، ث، 1389: 24)
لیلا! لیلا! کجایی؟ امشب در من چه غوغاست توفان توفان هیاهو، دریا دریا خروشم
(همان: 82)
چون غم کوه، غم کوه، بزرگ است غمت از ترکهای کف دست بیابان چه خبر؟
(همان: 38)
عقل، هیزم است هیزم، عشق، آتش است آتش آتش آورید آتش، هیزم آورید هیزم
(همان: 56)
الامان زشام، الامان زشام، الامان زدرد و غربت امام
شام بی مروّت غریب کش، کاش کوفه بهانهگیر بود
(همان: 64)
3-2-2-4-استفاده زیاد از کلماتی چون: شهید و شهادت، خون و سنگ، صبح و شباز ویژگیهای زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه میتوان به استفاده فراوان از کلماتی چون: شهید و شهادت، خون و سنگ، صبح و شب، اشاره کرد. این ویژگی نیز از شاعر آیینی و مذهبی بودن قزوه حکایت دارد و از علاقه و محبت ایشان به هشت سال دفاع مقدس و به شهید و شهادت و ایثارگری در راه حق و ایستادگی در برابر دشمنان با سلاح کم و امید به پیروزی و پایان تاریکی و ظلمت را نمایان میسازد. شبی آتش افتاد در جان ما سفر کرد، خورشید تابان ما
(قزوه، ث، 1389: 282)
شب آن شب، اگر رنگ تردید داشت سحر آمد و بوی خورشید داشت
(همان: 282)
از همه آینه‌ها چشم رها کرده‌تری می‌زنند آینه‌ها سنگ تو را بر سینه
(همان: 126)
لوح محفوظ خدا! آینگی کن یک صبح که جهان پر شده از آتش و کفر و کینه
(همان: 126)
از سنگهای بیابان، خاموش بودن عجب نیست
از ما که هم کیش موجیم، این گونه ماندن عجب است
(قزوه، ج، 1390: 12)
ای زخم شکوفا بگشا در سحر وصل گلخانه در بسته پیشانی ما را
(همان: 16)
هزار شب همه شب بی تو، زبان زمزمه این بود: بخواب تا بدمد بختت، بخواب ای سر سودایی
(همان: 23)
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان میشناسد
(همان: 29)
از خون شهیدان شرمتان باد، مگر با حرمت لاله میتوان بازی کرد
(همان: 35)
شب و خلوت و بغض نشکفتهام شب و مثنویهای ناگفتهام
(همان: 39)
ما شهیدان جنون بودیم از عهد قدیم سنگ قبر ماست دریا، نقش قبرما نسیم
(قزوه، ح، 1390: 82)
صبح نماز سحری با دف و تنبور بخوان ملک حجازی است دلت، نی بزن شوری بخوان
(قزوه، ث، 1389: 96)
مثل شب بوهای عاشق، گریه در بوی تو کردم هر چه معراج است با یک جذبه روی تو کردم
(همان: 97)
سی شب از شب تا سحر در حلقه زلف نشستم سی سحر را ختم با سی جزء گیسوی تو کردم
(همان: 97)
غزل غزل شدهام ای شهید عشق که چون گل ز عاشقان گریبان دریده تو بگویم
(همان: 92)
ای دست و زبان شهدا، هیچ زبانی چون حنجرهات داغ مرا تازه نمیکرد
(همان: 91)
3-2-2-5-آوردن نام ماههای قمریاز جمله ویژگیهای زبانی آثار منظوم قزوه شاید میتوان به آوردن نام ماههای قمری اشاره کرد. این ویژگی نیز توجه ایشان به اسلام و تاریخ تقومی اسلامی را نشان میدهد. اما به دلیل استفاده کم از این ویژگی، نمیتوان این مورد را از ویژگیهای زبانی قزوه محسوب کرد. تو از ذی الحجّه‌ای/ من از محرّم… (قزوه، ث، 1389: 378)
شب با هلال ماه صفر هم سفر شدم با زائران کعبه به همراه زلف تو
(همان: 76)
تشنهام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی
(همان: 85)
سی سحر سر شد و از عشق نپرسیدم چیست فرق این یک رمضان با رمضانهای دگر؟
(همان: 31)
پر از جمال و جلال جمادی و رجبم شب ولادت مولاست یا ولادت تو؟ !
(همان: 80)
ماه شعبان و رجب، نم نم اشکی شد رفت خانه ابریست خدایا! رمضان را چه کنم؟
(همان: 35)
3-2-2-6-استفاده از آواها و صداهااز ویژگیهای زبانی دیگر قزوه در آثار منظوم، میتوان به استفاده از آواها و صداها در میان اشعارش اشاره کرد. قزوه از این ویژگی برای ایجاد موسیقی و آهنگ و نیز برای جلب توجه به مطلب مورد نظرش بهرهجستهاست. می یی که روز و شب در هوهوست می یی که هر سحر «حیّ علی… » گوست
(قزوه، الف، 1389: 265)
شما باران هو هو دیده بودید؟ ! می « حیّ علی… » گو دیده بودید؟ !
(همان: 265)
تو را در مثنوی، در نی، تورا درهای وهوی، در هی تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم
(همان: 243)
بعد از این هق هق من، غیر هو‌الحق حق نیست های هایی‌ست اگر می‌شنوی هوهویی
(همان: 131)
هوهو زدن جان، عشق است و جنون است حق حق زدن روح، صوم است و صلات است
(همان: 139)
یک نفس هفت آسمان را در سماعی سرخ رفتم
های و هو را سر بریدم، مشق هوهوی تو کردم
(همان: 97)
بعد از این هق هق من غیر هوالحق حق نیست صبح ابروها مبارک، شام گیسوها به خیر
(همان: 116)
هو هو و هی هی و ها ها مزن ای عشق های و هوی است همه هاها-هوهوها
(همان: 25)
ای هایی ست اگر میشنوی هو هویی یاد چرخشها و حق حقها و هوهوها به خیر
(قزوه، ح، 1390: 60)
شهر ما آنسوی آبی هاست، دور از دسترس شهر ابراهیم ادهم، شهر لقمان حکیم
(همان: 69)
3-2-2-7-آوردن نامهای ائمه و پیامبران آوردن نامهای ائمه و پیامبران در آثار منظوم قزوه، یکی دیگر از ویژگیهای زبانی وی است. ایشان با آوردن نام ائمه و پیامبران، دین و مذهب را مورد توجه قرار دادهاست. این ویژگی نیز نشان از شاعر آیینی و مذهبی بودن ایشان است. قزوه با آوردن نام هر کدام از پیامبران و اشاره به ویژگی آن پیامبر و داستان و اتفاقاتی که بر سر آن پیامبر افتادهاست، میخواهد توجه خواننده را به مطلب مورد نظر خودش جلب کند. اینکه گریه میخندد، از تبار یعقوب است آن دو غیرت نایاب، یوسفاند و بنیامین
(قزوه، ح، 1390: 71)
کاری کن ابراهیم! این مردم غریب‌اند لب تر کن اسماعیل! زمزم‌ها همین جاست
(قزوه، ث، 1389: 127)
به بوی جوی مولیان که رسیدی دوباره در نی داوودی‌ات بدم
(همان: 338)
ابوجهل‌ها پیش ما سد شدند همه دشمن آل‌احمد شدند
(همان: 280)
ای دل، شفیع آخرت مایی، الغیاث دنیا کرشمههای زلیخاست، الحذر!
(همان: 250)
کی می‌شود که دیدهی یعقوب واشود؟ کی می‌رسد که یوسف دل، آید از سفر؟
(همان: 250)
زمین هر روز، فرعونی دگر در آستین دارد دعا کن هر سحر، آبستن موسی شود نیلش
(قزوه، ح، 1390: 45)
فردا که کوهها همه سیمرغ میشوند(همان: 61)
نه مثل سارهای و مریم، نه مثل آسیه وحوا فقط شبیه خودت هستی، فقط خودت، زهرا!
(همان: 39)
او را با پیکری شکسته به آسمان بردند شکسته تر از مسیح(ع) و موسی(ع)
(قزوه، ج، 1390: 89)
ماه کنعان ندهد سلطنت مصر فریب تو را چرا مثل پدر نیستی ای یوسف ثلنی؟
(قزوه، ث، 1389: 85)
نیست تقصیر عصا، معجزه موسویات نیست کاش میشد که شعیب بپذیرد به شبانی
(همان: 85)
3-2-2-8-کاربرد فراوان واژگان می و عشق و مستقزوه از کلمات می و عشق و مست نیز در میان آثار منظوم خود استفاده فراوان کرده است. این ویژگی نیز توجه ایشان را به عرفان و عشق را نشان میهد. وی با آوردن کلمات مست و می، در اشعار خود، و عشق ناب و پاک الهی، خواسته همچون مولوی و حافظ شعری عرفانی بسراید و از این طریق دل و جان خواننده را به سوی دین و مذهب و حق بکشاند.
سلام ای ساقی مستان، سلام ای جمع بی‌دستان که می‌نوشید و می‌رقصید در غوغای بی‌دستی
(قزوه، ث، 1389: 137)
نرفتید گامی به فرمان عشق نبردید راهی به میدان عشق
(قزوه، ج، 1390: 42)
شهر ما آبادی عشق است، اما راز عشق عشق یعنی واژههای رمز قرآن کریم
(قزوه، ح، 1390: 70)
عشق یعنی قاف لام «قل هو الله احد» عشق یعنی بای «بسم الله الرحمن الرحیم»
(همان: 70)
میگفت برو، عشق چنین گفت بشتاب میگفت بمان، عقل چنین گفت که برگرد
(قزوه، ث، 1389: 91)
باده به دست تو کیست؟ طفل شهید جنون پیر غلام تو کیست؟ عشق علیهالسلام!
(همان: 106)
پشت این بازار ناموزون، ترازو دارها عقل را کم میخرند و عشق را کم میکشند
(همان: 33)
3-2-2-9-آوردن نامهای فرنگیاز دیگر ویژگی زبانی قزوه آوردن نامهای فرنگی در میان متن و آثار منظوم خود است. قزوه با اینکه از نامهای فرنگی در میان آثار خود بهره جستهاست ولی در مقولهی فکری اشاره خواهیم کرد که ایشان پایبند فرهنگ اسلامی و ملی خود است و از ایستادگی در مقابل تهاجم فرهنگی کشورهای غربی و غیر اسلامی سخن به میان آوردهاست. آوردن نامهای فرنگی در ضمن آثارش، بیشتر از روی انتقاد و اعتراض است نه از روی تقلید. اما در کیفهای سامسونت / یک خروار مضمون ناب خفته است. (قزوه، ج، 1390: 54)
و برای کشف زوزه صورتی/ هفت مرتبه الیوت واکتاویو پاز را ورق زد. (همان: 55)
بعضی شعر هایشان را/ به مینا و آیدا و سوزی تقدیم میکردند. (همان: 55)
میترسم شلوارهای جین و چارلی کار دستمان بدهد/ و شکلاتهای انگلیسی دهنمان را ببندد. (همان: 56)
شاپور خان به مشتریهایش سیگار وینستون تعارف میکرد/ ومطمئن است که قیمت سکه وطلا پایین نمیآید. (همان: 58)
امسال به ساعتهای کاسیو اطمینان کردیم/ ونماز صبحمان قضا شد!(همان: 59)/ در میتینگهای ادبی. (همان: 69)
حتی اگر به پارتی میرفتم/ اگر پارتی بازی نمیشد! (همان: 70)
رپرتاژ تسلیت چاپ کرد / بیایید به دلارها / به چشم یک اجنبی نگاه کنیم/ بیایید به کراواتها محل نگذاریم. (همان: 73)
یک عینک پنسی/ با پرستیژترین روشنفکر شوم. (همان: 75)
مردی که به پاترول ها سواری ندادهاست/ وکلکسیون پیکان ندارد! (همان: 85)
به تسبیح شاه مقصودش بنازد/ و با تلفن زیمنس معامله کند. (همان: 50)
و گاه مارکوس را محکوم می کند/ تا سیاستش عین دیانتش باشد! (همان: 52)
3-2-3-ویژگیهای ادبی آثار منظوم علیرضا قزوهشاعران و نویسندگان برای آفرینش زیبایی در آثار خود و برای جلب خوانندگان از صناعات ادبی بهره میبرند تا هم موجب زیبایی و هم تاثیرگذاری بیشتر آثار خود شوند. قزوه نیز برای این منظور از آرایههای ادبی در ضمن اشعار و مطالب خود استفاده کردهاست که به چند مورد از آن اشاره میکنیم. این آرایههای ادبی به نسبت استفاده بیشتر در مجموعه آثار منظوم قزوه دستهبندی شده است. 3-2-3-1-تشبیهیکی از آرایه های ادبی رایج در آثار منظوم قزوه، استفاده فراوان از تشبیه است. اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیز دیگری، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغنما باشد، یعنی با اغراق همراه باشد. (شمیسا، 1383: 33) در آثار قزوه تشبیههای به چشم میخورد بیشتر طرفین تشبیه از ماه و خورشید و ابر و دیگر آفرینشهای الهی است که این نشانگر توجه قزوه به عجایب خلقت و نیز دید الهی وی است. در بیت زیر قزوه کلمات را به ابر تشبه کرده است که در بالای سرش در حرکت است: شعر، از سر من دست برداشته امّا/ بالای سرم باز، ابر کلمات است. (قزوه، ث، 1390: 139)
و نیز در جای دیگر شک را به شبنم صبح مانند کرده و در ادامه ایمان را به گل، که این نیز از تشبیههای نادر وی است.
شک، شبنم صبح است به روی گُل ایمان/ شک نیست که در شکّ شما نیز یقینی‌ست. (همان: 140)
و نیز ماه را به آینه همانند کردهاست.
زشرم سوختن آن سالهی خورشید/ به گرد آینهی ماه، هاله پیدا شد. (همان: 133)
در جای دیگر شهدا را به دریا تشبیه کرده و آنان را همچون دریا، بزرگ و صاف معرفی نمودهاست.
شکل دریا شده‌ای، معنی دریا که تویی بندر از شوق غزل می‌شود آن‌جا که تویی
(همان: 119)
قزوه به خاطر علاقه شدید و ارزش و احترامی که نسبت به شهید و شهیدان دارد، آنان را به نور و آب و آیینه همانند میکند که این تشبیهها نشان از صافی و صداقت قلب قزوه نسبت به شهید و شهادت دارد.
تو نوری، تو آبی، تو آیینه‌ای پر از مژدهی صبح آدینه‌ای
(همان: 286)
در جای خطاب به سربازان وطن و شهدای اسلام، از مرگ سخن میگوید و از تشبیه آن به برگ که در هنگام فصل خزان میریزد، مرگ را بر سر دشمنان میریزد.
در درخت، پنهان می‌شوی/ ومرگ را چون برگ/ بر سر دشمن می‌ریزی. (همان: 363)
آوردن تشبیههایی از شخصیتهای دینی و مذهبی نیز از جمله ویژگیهای تشبیهی وی است.
لشکر اشکم شبیه لشکر مختار بود کوفه کوفه نوحه بودم، صف به صف میآمدم
(همان: 94)
بعد از درد و ناله خود که به ابر گرفته تشبیه کرده، مینویسد و حاضر است جان بدهد ولی آبرویش ریخته نشود:
تمام خویش نالیدم چو ابری بیقرار گفتم ای باران که میکوبی به طبل بادها
(قزوه، ج، 1390: 22)
من چه دارم غیر آه، آه ای برق نگاه ابر جانم را ببار، ابرویم را مریز
(قزوه، ث، 1389: 83)
در رگ عطشانتان، شهد شهادت به جوش میشکند تیغ را، خنده خون در نیام
(قزوه، ح، 1390: 35)
امید نانی نیست/ آسیاب قلبم میچرخد! (همان: 17)
دلا برخیز، از این بیهوده برخیز به چشمانم چراغ گریه آویز
(همان: 259)
دلم را شعلهی آه سحر کن مرا در یک دوبیتی مختصر کن
(همان: 260)
ای نبی را همچو مادر، ای علی را همچو یار خطبه‌ای دیگر بخوان تا پر بگیرد ذولفقار
(همان: 288)
3-2-3-2-تشخیصاز ویژگی ادبی دیگر قزوه استفاده فراوان از آرایه ادبی تشخیص(جان بخشی) است.
در صنعت تشخیص، قزوه با دادن شخصیت و جان به عناصر طبیعی، زیبایی خاصی در آثار منظومش ایجاد کردهاست. شفیعی در تعریف تشخیص آوردهاست: «بخشیدن صفات انسان و به ویژه احساس انسانی به چیزهای انتزاعی، اصطلاحات عام و موضوعات غیر انسان یا چیزهای زندهی دیگر» (شفیعی، 1375: 150)
به چند مورد از این ویژگی ادبی قزوه با آوردن شاهد مثالی، اشاره میکنیم. شکوفه می‌فروشند، بهار دوره‌گردی. (قزوه، ث، 1390: 141)
این بار اگر دلت گرفت/ بارانیات را بردار/ دست ماه را بگیر و به خانه‌ام بیا. (همان: 374)
یعقوب منا یوسفت افتاده در این چاه دیری‌ست که خون می‌چکد از پیرهن ماه
(همان: 136)
باید دوباره سوخت، باید دوباره ساخت در قلب من بهار، شرمندهی خداست
در چشم من بهار، شرمندهی شهید… (همان: 125)
آن‌جا که می‌گریند شب بوها دل ما جایی که دلتنگ‌اند مریم‌ها همین جاست
(همان: 127)
توفانی از غم می‌وزد، همپای شادی باران شادی می‌چکد، غم‌ها همین جاست
(همان: 127)
حیدر آمد، خاک، همچون باد، گرم گریه شد خواست تا غسلت دهد، آب روان، آتش گرفت
(همان: 130)
رفت سوی آسمان، روحت، زمین از شرم سوخت در زمین جسم تو گم شد، کهکشان آتش گرفت!
(همان: 130)
کشتهی عشقم و سی ساله شهید غزلم خلعت آخرتی بافتم از گیسویی
(همان: 131)
دوید خون تو در خاک، لاله پیدا شد به چاه خورد صدای تو، ناله پیدا شد
(همان: 133)
گل همیشه بهار محمّدی چو شکفت زشرم، لاله عرق کرد، ژاله پیدا شد
(همان: 133)
در چشمانت قلاب میاندازد،/ قلب بالا میکشند!/ صدای درختانت گرفتهاست. (همان: 305)
چه کسی فانوس زمین را روشن می‌کند؟ / چه وقت خیابان کفن می‌پوشد/ و به خانه‌ها می‌ریزند؟ (همان: 306)
ریخت روی صورت ساعت‌ها/ و روز در زیر خاک/ اشک ریخت. (همان: 344)
وطن، چشم در راه صبحی شگفت دلت شد پر از ابر و باران گرفت
(همان: 286)
بگذار شام، جامهی شادی به تن کند شب با غم تو کرده به تن، جامهی سیاه!
(همان: 209)
تا موج، یاد تو افتاد، چون من قرار زکف دادم شد چاک، پیرهن باد، لرزید شانه دریا
(قزوه، ج، 1390: 10)
امشب اما نگاه کن/ آسمان چگونه لبخند میزند. (همان: 87)
یک شب، کدام شب؟ ، شب مرگ ستارهها/ یک کهکشان سوخته دیدم که سر نداشت. (همان: 21)
سکوت کردم،/ واژهها به من سیلی زدند!. (همان: 68)
پلک دل، تا صبح، این شبها به روی هم میافتد/ درتمام شهر تن دیگر نمیپیچید اذانم. (قزوه، ح، 1390: 67)
برای ابر، کفن میدوزیم/ برای زمین، قبر میکنیم. (همان: 13)
نگاه کردم/ مرگ، کفشهای مرا پوشیدهبود. (همان: 21)
ای قاتلان عاطفه! اینجا چه میکنید؟ اینجا که خاک پای شهیدان غربت است
(قزوه، ح، 1390: 20)
3-2-3-3-تلمیحاز ویژگی ادبی آثار منظوم قزوه تلمیح است. قزوه از این آرایه ادبی در میان اشعار خود بیشتر استفاده کردهاست به طوری که میتوان تلمیح را یکی از ویژگیهای ادبی قزوه به شمار آورد. تلمیح در لغت به معنی بهگوشهی چشم نگریستن است در اصطلاح ادبی عبارتاست از اینکه به گوشهای از یک داستان یا حکایت یا ماجرایی در اشعار اشاره شود. (هادی، 1371: 129)
و عنقریب خواهد مرد/ گوسالهی بزرگ تل آویو! (قزوه، ث، 1390: 358)
همان شب که سرت بر نیزه‌ها قرآن تلاوت کرد تو را در دامن زهرا (س) و دوش مصطفی(ص) دیدم
(همان: 245)
چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند: به ذولفقار، مگر برده است حیدر، دست؟
(همان: 247)
سینه آتیش خلیله، این‌جا عشقه که دلیله ببین این دلای عاشق، چه بهشتی آفریدن!
(همان: 145)
شب تاریک و نخلستون و غربت دو کیسه نون و یه کاسه محبت
سحر محراب با شمشیر می‌گفت چه کردی با علی (ع) ای بیمروت؟
(همان: 165)
دریا علی (ع)ست، گوهر یکدانه‌اش تویی در موج حادثات حسینات سفینه است
(همان: 220)
الله اکبر از تو که الله اکبری ای مادر پدر که پدری را تو مادری
(همان: 223)
از آسمان چارم، مسیح بازگشته‌ست زمین ولی چه تنهاست، مگر تو بازگردی!
(همان: 141)
نقش اگر باشد عزاگویان حیدر حیدرند نقشهای باشد اگر با ابنملجم میکشند
(همان: 33)
شانه بر زلف دعا میزنم و میگریم موسی من! تو بگو روز وشبان را چه کنم
(همان: 35)
تو نوح نوحی امّا قصّهات شوری دگر دارد که در توفان نامت کشتی پیغمبران گم شد
(همان: 54)
شب میلاد در چشم تو خورشیدی تبسم کرد شب معراج، زیر پای توصد کهکشان گم شد
(همان: 54)
مثل نسیم صبح نخلستان، سرشار از زخم و سکوت صبر
رفتید، اما در دل هر چاه، یک سینه آواز حزین ماندهست
(همان: 43)
جبرئیل آمد: بخوان! قران بخوان! بیسر بخوان! منبری از نیزه دیدم، سر به فریادم رسید
(قزوه، ح، 1390: 38)
یعقوب منا، یوسف افتاده در این چاه دیریست که خون میچکد از پیرهن ماه
(همان: 43)
3-2-3-4-واجآرایییکی دیگر از ویژگیهای ادبی قزوه، واجآرایی است. قزوه با بهرهگیری از این صنعت ادبی با ایجاد موسیقی و آهنگ، برای تاثیرگذاری بیشتر مطلب مورد نظر خود، استفاده کردهاست و زیبایی آثار منظوم خودش را دوچندان نمودهاست.
استفاده از کلمات و حروفاتی که دربردارنده بار معنایی خاصی است. این نیز از امتیازات شاعر، برای القای فکر و اندیشه خاص خودش است.
سلام ای مستِ مستِ مست، ای مستِ خُم هستی سلامت می‌کنم ساقی، اگر هشیار اگر مستی
(قزوه، ث، 1390: 137)
به هستی هرچه جز مستی‌ست، رنگِ نیستی دارد
که ما گشتیم و چیزی غیر مستی نیست در هستی
(همان: 137)
چرخی زنیم در خود، بیخود زخود، بچرخیم دنیا پر است از چرخ، دنیا شتاب دارد
(همان: 87)
مرگ، مرگ است، ولی مرگ تو مرگی دگر است داغ، داغ است، ولی داغ برادر… قیصر!
(همان: 23)
نقدهایت همه غوغا بود غوغا، «سید»! شعرهایت همه محشر بود، محشر، قیصر!
(همان: 23)
جامه خاک به تن کردی و یادم آمد از شب خون، شب آتش، شب سنگر، قیصر!
(همان: 24)
ساقی قدح به دستان، خنده زد به روی مستان یعنی اجر می پرستان پیش ما نمیشود گم
(همان: 56)
عاشق دراز دستی، مستی و سیاه مستی آدم و دوباره عصیان، آدم دوباره گندم
(همان: 56)
بی تو ای جان جهان، جان و جهان راچه کنم؟ خود جهان میگذرد، ماندن جان را چه کنم؟
(همان: 35)
در مسجد سینه چندی ست، تا صبحدم نوحه خوانیست
بر منبر گونه، شبها این گونه خطیب است
(همان: 39)
هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه! بیپدر شدید
این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود
(همان: 64)
سلسله ماست همین سلسله موها گوش کن گوش به لب خوانی ابروها
(همان: 25)
ای اسم سر سلسله صبح قیامت وی جان جنونمند جهان، جان خروشان!
(همان: 29)
سی سحر سر شد و از عشق نپرسیدم چیست فرق این یک رمضان با رمضانهای دگر؟
(همان: 31)
پر از جمال و جلال جمادی و رجبم شب ولادت مولاست یا ولادت تو؟ !
(همان: 80)
3-2-3-5-مراعاتنظیرمراعاتنظیر از دیگر ویژگی ادبی آثار منظوم علیرضا قزوه است که این آرایه ادبی نیز به وفور در میان اشعارش دیده میشود. ذکر کردن اموری را به تناسب معنی، از جهت جنسیت، ملازمت و مشابهت را مراعاتنظیر گویند. (هادی، 1371: 138)
همچنین در کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی، دکتر همای آورده است « مراعاتنظیر آن است که در سخن اموری را بیاوریند که در معنی با یکدیگر متناسب باشند، خواه تناسب آنها، از جهت همجنس بودن باشد، مانند: [آفتاب و ماه و ستاره و بهرام]. و خواه تناسب آنها از جهت مشابهت و ملازمت باشد، مانند: [شمع و پروانه]، [تیر و کمان]. (همای، 1389: 168) با این تعاریف به چند مورد از این صنعت ادبی استفاده شده در آثار منظوم قزوه اشاره میکنیم. دل گفتم و این دل، سجّادهی مکّه‌ست تسبیح مدینه‌ست، مُهر عتبات است(قزوه، ث، 1390: 139) تویی جواز نماز دل شکستهی من تویی رکوع و تویی سجده و قیام، امام!
(همان: 240)
شکسته پشت مدینه، شکسته پشت بقیع شکسته است دل مسجدالحرام، امام!
(همان: 240)
وطن! قبلهی می‌پرستان، تویی می و ساقی و جام مستان تویی
(همان: 286)
زمینت پر از نخل و سرو است بید اگر آسمانت پر است از شهید
(همان: 286)
شراب و ساقی و میخانه بود ظرف نبود همین که دور آمد، پیاله پیدا شد
(همان: 133)
سلام ای مست مست مست، ای مست خم هستی سلامت می کنم ساقی! اگر هشیار، اگر مستی
(قزوه، ح، 1390: 55)
باده به دست تو کیست؟ طفل شهید جنون پیر غلام تو کیست؟ عشق علیهالسلام
(همان: 35)
ساقی بیدست شد، خاک زمی مست شد میکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام
(همان: 36)
شراب و ساقی و میخانه بود و ظرف نبود همین که دور تو آمد، پیاله پیدا شد
(همان: 29)
ماه شعبان و رجب، نم نم اشکی شد رفت خانه ابری ست خدایا! رمضان را چه کنم؟
(قزوه، ث، 1389: 35)
3-2-3-7-تضاد و طباقتضاد و طباق نیز در آثار منظوم قزوه دیدهمیشود ولی اینکه این آرایه ادبی نیز از ویژگی ادبی قزوه محسوب شود جای تردید است چرا که این صنعت زیاد در آثار قزوه دیدهنمیشود. پایان من‌ و دل، آغاز شگفتی‌ست می‌میرم‌ و مرگم در قید حیات است
(همان: 139)
هرچند که در شکّ شما نیز یقینی‌ست من مانده‌ام این دین که شما راست، چه دینی‌ست؟
(همان: 140)
دری از غیب وا شد، بسته شد، دستِ تو پیدا شد به روی ما گشود در، به روی غیر، در بستی
(همان: 137)
یادش به خیر/ تلخ وشیرین/ داریوش وگوگوش. (قزوه، ج، 1390: 49)
ای گندم بی‌معصیت، ای عصمت معصوم دستان تو باغیست پر از سیب رسیده
(همان: 118)
عطار زمان! تیغ زبان تیز کن امشب خواب مغولان دیدم و سرهای بریده !
(قزوه، ث، 1390: 118)
روزگاری‌ست که نان می‌برم از سنگدلان دیرگاهی‌ست که گل می‌خرم از خار و خسان
(همان: 123)
دو کوچه آن طرف‌تر بپیچ سمت لبخند/ در این آدینه لبریز از آغاز گل، شاعر!/ شروع تازهای در بیت پایان تو میچرخد. (همان: 89)
3-2-3-8-حسآمیزیاز دیگر صناعات ادبی که قزوه در آثار منظوم و منثور خود استفاده است، صنعت ادبی حسآمیزی است. اما به دلیل استفاده کم از این صنعت در آثار منظوم، نمیتوان این صنعت را از ویژگی ادبی منظوم قزوه محسوب کرد.
شفیعی کدکنی در کتاب صورخیال در شعر فارسی در تعریف این آرایه ادبی آورده است « یکی از وجوه برجستهی ادای معانی از رهگذر صورخیال، کاری است که نیروی تخیل در جهت توسعهی لغات و تعبیرات مربوط به یک حس انجام میدهد، یا تعبیرات و لغات مربوط به یک حس را به حس دیگری انتقال میدهد» (شفیعی، 1375: 271)
با این تعریف به چند مورد از این صنعت ادبی استفاده شده در آثار منظوم قزوه اشاره میکنیم.
سرانجام یک روز بوی سکوتم/ خبر می‌برد مرد همسایه‌ام را. (همان: 311)
و شب بی‌صدا می‌خورد/ سایه ام را… (همان: 311)
بر گشته ام امشب به خود از راه نشابور شیرین دلکم یک دو دهن شور بخوان، شور
(همان: 100)
شبی تب داشتم، رفتی قرص ماه آوردی برایم شیشه ای از عطر بسم الله آوردی
(همان: 90)
3-2-1-ویژگیهای فکری علیرضا قزوهبا بررسی آثار علیرضا قزوه از لحاظ فکری، اندیشههای وی را توانستیم حول پنج محور بیشتر مورد توجه و دستهبندی قرار دهیم و بعد، این موضوعات اصلی و محورها را با آوردن شاهد مثالها توضیح دادیم:
1_علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدس
2_علیرضا قزوه و اشعار آیینی و مذهبی
3_ علیرضا قزوه و نهضت عاشورایی
4_علیرضا قزوه و شعر اعتراض
5_ علیرضا قزوه و ادبیات مقاومت و پایداری
3-2-1-1-علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدسادبیات دفاع مقدس یکی از گونههای ادبی دوره معاصر با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ماه سال 1359 توسط سنگرداران علم و ادب ایران دوست پدید آمدهاست.
ادبیات دفاع مقدس در ادوار تاریخ ادب ایران از ان لحظه که بر مبنای فرهنگ و ظلم ستیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست بی نظیر و دارای ارزش های فراوانی است. از زمانی که ادبیات ما به صورت مدرن و کتبی در آمدهاست متاثر از جنگها و اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است. در هیچ دورهای به اندازه هشت سال جنگ تحمیلی هیچ اتفاق اجتماعی این گونه در ادب ما تاثر نداشتهاست. (سنگری، 1380: 11)
ادبیات دفاع مقدس بخصوص شعر و متعهد بر پایهی فرهنگ ظلم سیتیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست. از انجا شاعران این دوره آگاه هستند و متاثر از اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است.
شعر دفاع مقدس نیز در مسیر تکاملی خویش در هشت سال دفع مقدس ناظر رشادتها و فداکاری جوانان بودهاند.
شعر دفاع مقدس در مسیر تکاملی خویش در هشت سال جنگ ناظر رشادتها و فداکاری جوانان با شور و ذوقی بود که دلیل شده لحظه به لحظه تصویرهای آن رنگی شایستهی حقیقتهای گوناگون جامعه را در مقابل جنگ و اتفاقات گوناگون آن به خود بگیردو. (فولادوند، 1376: 132)
ادبيات هر ملت، تحت تأثير شرايط سياسي اجتماعي، فرهنگي و ديني هر ملت است جنگ تحميلي و در برابر، دفاع مقدّس در اين نبرد از سال(67ـ59) بوده و عظمت اين نبرد شجاعانه و نيز شكوه حضور مردم ديندار ايراني در اين جنگ، ادبيات و شعر فارسي را از ديد رنگ و صورت و معني دگرگون و به آن رنگ دلاوري و ديني و عرفاني دادهاست. در قرون متمادي گذشته، حماسه، عرفان، عشق و اخلاق، از عمدهترين مفاهيم اشعار ايراني بوده و شاعر دفاع مقدس همه اين مفاهيم تجسّم كرده و يا شنيده و تجربه كرده و آن آزمودههاي عيني خود را با تجارب شعري درآميخته و در پوشش هنر و شعر به تصوير كشيدهاست.
جنگ تحميلي و به دنبال آن دفاع مقدّس شگرفترين تأثير را بر ادبيات منظوم و منثور ايراني گذاشته است. «مجموعه سرودهايي را كه در قالب هاي گوناگون اعم از سنتي و نو، نيمايي و سپيد شكل گرفتهاند و درون مايه اصلي آنها تشويق و تكريم «دوست” و تحقير و تهديد «دشمن” و تقويت روحيهی مذهبي و ملي براي حفظ وطن و انقلاب است، شعر جنگ مي ناميم. شعر جنگ به لحاظ زماني حدفاصل بين شروع تجاوز دشمن تا پذيرش قطعنامه(598) را در بر ميگيرد” (حسینی، 1380: 12)
شعر جنگ خود جوش بود. شاعران چه ضعيف و چه قوي، احساسات دروني خويش را نسبت به دفاع حق در مقابل باطل و حوادث و پيامدهاي اوضاع آن به دور از هر نوع تصنّع و تكلف و كسب شهرت و مكنت بيان ميكردند.
شعر دفاع مقدّس، آثارمنظوم هنگام نبرد و بعد از نبرد و زمان صلح ميباشد. بعد از اقبال به قطعنامه(598) از سوي ايران، شاعران نكتهگوي ايراني به سرشت سياسي جنگ نگريستند و سرودههايي كه از اين زمان به بعد با شاخصههاي تشويق و تكريم دوست و تحقير و تهديد دشمن و نيز انتقاد از خودي و ديگران ميپرداختند، به شعر دفاع مقدس مرسوم گرديد و قدري شعر دفاع مقدس رنگينتر همراه با حسن طلب بودهاست.
نبرد و دفاع ايرانيان در برابر تجاوز دشمن فريب خورده ارزشمند و ستودني است. ادبيات و كلام منظوم فارسي ميتواند چون گنجينه و طلسمي آداب و فرهنگ و ميراث مادي و معنوي دفاع مقدس را حفظ كند و آن را از بوته نسيان و نابودي صيانت و حفاظت كند. پژوهش و تحقيق در باب تأثير دفاع مقدس در شعر معاصر ميتواند شكوه حماسه و هنر شاعرانه شاعران متعهد را آشكار ساخته و بر اين شكوه و عظمت بيفزايد.
عشق و سادگي از ويژگيهاي اولين سرودههاست. دراين سرودهها دعوت به پايداري، مقاومت، شهادت، تحقيردشمن، تشويق رزمندگان و سرودههاي غمانگيز براي شهدا همراه با بيان فرهنگ عاشورايي چشمگير است. شعر دفاع مقدّس آميختگي شرع و شعر است و تجسّم ستيز شرع و شرّ ميباشد. موضوع شعر دفاع مقدّس در بر گيرنده، انديشهها و احساسات و تمايلاتي است كه در برابر مظاهري چون زور، تجاوز، خونريزي، بيان شدهاست. «در جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق و به دنبال آن دفاع مقدّس سلحشورانهي مبارزان خستگيناپذير در جبهههاي نبرد حق عليه باطل و خلق حماسههاي شگفت و استقامت و پايداري جانمايهي ارزشمندي است كه شكوفايي و بالندگي شعر دفاع مقدس را در سالهاي پر تب و تاب جنگ و نيز بعد از آن شكوه و شفافيت داده است.» (سنگری، 1380، ج1: 18)
با این توضیح، علیرضا قزوه آثار و سرودههای دارد که نشان از اهتمام ایشان به موضوع دفاع مقدس دارد. در واقع قزوه به دلیل جا ماندن از قافلهی کاروان شهدای دفاع مقدس همیشه خود را سرزنش میکند و دعا میکند:
گل اشکم شبی وا میشد ای کاش همه دردم مداوا میشد ای کاش
به هرکس قسمتی دادی خدایا شهادت قسمت ما میشد ای کاش
(قزوه، ج، 1390: 27)
به همین خاطر قزوه آرزوی شهادت میکند:
قسمت نشود روی مزارم بگذرند سنگی که گل لاله بر آن نقش نبسته
(قزوه، ث، 1389: 44)
و از شهیدان میسراید:
پاییز بود شبی سرد، این سینه پر بود از درد گفتیم شعری به یاد گلهای پرپر بخوانیم
(همان: 63)
و از شهادت مردان خدا میگوید که با دهان روزه به ملاقات خدایشان میروند:
دسته دسته گم شدند، سهرههای بی نشان تشنه تشنه سوختند، نخلهای روزهدار
(قزوه، ث، 1389: 64)
و آنها را دنبال رو شهدای کربلا میداند و از خدا میخواهد این شهیدان که قربانی راه حق و عدالت هستند را قبول کند:
از کرببلا با عطش زخم رسیدیم یا رب بپذیر این همه قربانی ما را
(همان: 66)
یک جریان تهدید آمیز و یک فرایند حساب شده از سوی دشمنان و معاندان نظام مردمی و اسلامی، تهدیدات اقتصادی است که از طریق احتکار یا اختلال در سیستم اقتصادی و زندگی کشور و گاهی نیز با ترویج فرهنگ مصرف گرایی صورت میگیرد. این امر از سویی، موجب افزایش فاصله طبقاتی و از سویی، فراموشی فرهنگ مقاومت و پایداری در کشور میگردد و «ضد ارزشها» جایگزین «ارزشها» می شود. قزوه از این جریان نیز غافل نمانده و گفتهاست:
همسایه بغلی ما شخص شریفی است/ با هشتصد متر بنا. (قزوه، ج، 1390: 52)
و نیز میگوید: امسال در خیابان ولی عصر (عج)/ هیچ کس مثل خود آقا غریب نبود. (همان: 64)
و باز میگوید: امسال تاکسیها به پاهای قطع شده/ با دنده  چهار احترام میگذاشتند. (همان: 64)
افزایش فاصله طبقاتی، پیدایش ثروتهای بادآورده و بیتوجّهی به ارزشهای مقاومت و حقوق مسلّم و طبیعی مستضعفان، راه را برای کمرنگ شدن آرمانهای انقلابی باز میکند. فقرا در پی تأمین نیازهای زندگی و ثروتمندان و زراندوزان نیز درصدد تجمل؛ از اینجاست که هر دو گروه به نوعی از مسیر انقلاب دور میافتند.
علیرضا قزوه هم سیمای عافیت طلبان بیدرد و به ظاهر متدیّن را چنین نشان میدهد:
او در پاک کردن حساب مردم، مهارتی خاص دارد/ و از ولاالضّالین همه ایراد میگیرد/ هر وقت جنگ جدّی میشد/ به جبهه میرفت/ و یک تغار آب پرتقال تگری میخورد/ او از خدا چند هزار رکعت طلبکار است/ و خاطرخواه جیب های برآمده/ بی خبر از همه جا/ برای بنیاد نبوّت صلوات می فرستد/ و گاه مارکوس رامحکوم میکند/ تا سیاستش عین دیانتش باشد. (قزوه، ج، 1390: 52)
شاعر انقلاب ما نیز با دیدن فقر و تبعیضهای اجتماعی، چنین فضای دو گانه جامعه را به تصویر کشیده، خون دل خوردن ولی نعمتان انقلاب و نظام را در مقابل مرفههان بی درد بیان کرده است:
بگذار حاجی آقا برای امام حسین (ع) بوقلمون بکشد/ و مرغ کوپنی/ برایش واژه خنده داری باشد/ بگذار صغری سر بچههایش را/ با سیراب و شیردان گرم کند/ امام خون دل بخورد/ حلیمه به خاک سیاه بنشیند/ و حاجی آقا صیغه چهاردهمش را بخواند! (همان: 53)
شاعر با اشاره به خونخواری عدهای سودجو نیز میگوید: