2-8 اثر کادمیوم بر آنزیم­ها

کادمیوم مانع از فعالیت آنزیم­های اوره آز، گلوتامات دهیدروژناز و گاماگلوتامیل ترانسفراز شده، اما فعالیت ترانس آمیناز را تحریک می­کند. اثر تحریک کنندگی کادمیوم بر روی فعالیت­های ترانس آمیناز منجر به آسیب به غشای باکتری­ها بوسیله کادمیوم شده و می­تواند سبب آزاد شدن آنزیم­ها به درون شیرابه شکمبه شود. اوره­آز موجود در شکمبه، اوره درون زاد و خوراک را به شکل نیتروژن هیدرولیز کرده، که می­تواند برای بیشتر میکروارگانسیم­های شکمبه قابل استفاده باشد. کاهش سرعت آزاد شدن نیتروژن آمونیاکی از منشا اوره موجود در جیره، از جمله اثرات کادمیوم در شکمبه نشخوارکنندگان است (فیکسووا و فیکس[66]، 2002). در کل مطالعات بسیار محدودی در زمینه تاثیر فلزات سنگین بر میکروارگانیسم­های شکمبه صورت گرفته است.

2-9 روی

بیش از 200 سال است که انسان از روی (Zn) برای مصارف صنعتی مختلف استفاده می­کنند (مکداول[67]، 1992). اولین مدرک قطعی مبنی بر ضرورت روی در جیره موش به وسیله تود[68] و همکاران در سال 1934 نشان داده شد، وظایف روی در حیوانات بزرگتر در سال 1919 کشف شده بود (هامبیدج[69]و همکاران، 1986). در حال حاضر روی به عنوان یک ترکیب کلیدی در بیش از 300 متالوآنزیم شناخته شده است که در نامگذاری بین­المللی در شش دسته طبقه­بندی می­شوند (میلر[70] و همکاران، 1988). روی در ساختمان جایگاه فعال و وظایف تنظیمی متالوآنزیم­ها شرکت می­کند (برنادوتو[71] و همکاران، 1995). اثرات روی بر رشد، تولیدمثل و سیستم ایمنی، با تحت تاثیر قرار دادن فعالیت آنزیمی و بیان ژن­ها برای سنتز پروتئین­ها، شناخته شده است (چسترس[72]، 1997). چند صد نوکلئوپروتئین حاوی روی در بیان ژن پروتئین­های مختلف در ارتباط می­باشند. از جمله عوامل دخیل در تقسیم سلولی و پروتین­هایی هستند که چرخه سلولی را کنترل می­کنند (کین و گراهان ، 1989). بنابراین اهمیت زیستی گسترده­ این عنصر لزوم مصرف مقدار کافی آن را  برای حفظ سلامتی و تولیدمثل حیوان را تایید می­کند و در بسیاری از موارد بسته به هدف تولید حیوان، نیاز است به طور مداوم مکمل روی تامین شود.

2-10  فعالیت زیستی روی

روی در ساختار پروتئین­ها، تسریع واکنش­ها و تنظیم وقایع سلولی شرکت دارد. در هریک از این فرآیندها، روی فعالیت زیستی خود را با ایفای نقش در مولکول­های پیچیده انجام می­دهد. نمونه­ای از عمل کاتالیزوری روی، در آنزیم کربنیک­آنهیدراز می­باشد. روی ممکن است نقش ساختاری نیز در آنزیم­ها داشته باشد و به ­عنوان نگهدارنده ساختار متالوآنزیم­هایی مثل انسولین و هورمون رشد عمل کند. در این حالت، روی می­تواند به­صورت جایگزین برای باندهای دی­سولفیدی عمل کند. این باندها در پروتئین­ها، با اتصالات شاخه­ای پلی­پپتیدها، موجب پایداری پروتئین­ها می­گردند. یکی از معایب باندهای دی­سولفیدی این است که در محیط­های احیا شونده، گروه سولفور موجود در آمینواسید­های پروتئین­های موجود در شاخه این باندها، می­توانند نقش دهنده پروتون را ایفا کنند. دادن پروتون سبب شکستن پل­های دی­سولفیدی می­شود که موجب از دست رفتن شکل ساختاری پروتئین­ها می­گردد. عیب دیگر پل­های دی­سولفیدی این است که حرکت بسیار کمی دارند و بنابراین انعطاف در شکل ساختاری پروتئین را محدود می­سازند. در مقابل پل­های دی­سولفیدی، روی نمی­تواند احیا شود و در نتیجه شکل پروتئین تغییر نمی­کند. پس روی موجود در آنزیم­ها و پروتئین­ها موجب پایداری شکل ساختاری آن­ها در pH مختلف می­شود (جانز و همکاران،1994). آنزیم کربوکسی­پپتیداز نیز در ساختمان خود، دارای فلز روی است. این آنزیم­ تجزیه­ی پروتئین­ها را در بدن به عهده دارد و در اثر کمبود آن، پروتئین­های مصرفی به خوبی تجزیه نشده و به مصرف سلولی نمی­رسند. وظایف روی در بدن بسیار گسترده است و این وظایف مربوط به متالوآنزیم­های روی می­باشد. کربونیک آنهیدراز، مس-روی-سوپراکسید دیسموتاز، کربوکسی­پپتیداز، آلکالین­فسفاتاز (ALP) و RNA پلیمراز از جمله متالوآنزیم­های روی می­باشند که متابولیسم کربوهیدرات­ها، پروتئین­ها، لیپیدها و اسیدهای نوکلئیک را تحت تاثیر قرار می­دهند. آلکالین فسفاتاز در سرم شامل ایزوآنزیم­های منشا استخوانی، کبدی و روده­ای می­باشد که نیمه عمر طولانی دارند و این ایزوآنزیم­ها به عنوان شاخصی برای وظیفه  کبد و متابولیسم استخوان به کار می­روند. فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز می­تواند شاخصی از وضعیت روی در بدن باشد (وان[73] و همکاران،1993). در سال­های اخیر آنزیم­های دیگری که وابسته به روی می­باشند هم شناخته شده­اند که از آن جمله می­توان آنزیم مبدل آنزیوتنسین ([74]ACE) را نام برد. روی، کالمودولین، پروتئین کینازC، هورمون متصل شونده به تیروئید و سنتز فسفات اینوزیتول را تنظیم می­کند. کمبود روی سنتز پروستاگلاندین را تغییر می­دهد که ممکن است وظایف جسم زرد را تحت تاثیر قرار دهد. روی جزئی از تیروزین (هورمون تولید شده توسط سلول­های تیموسی) است ایمنی با واسطه سلولی را تنظیم می­کند (NRC[75]، 2001).

 

2-10-1 وظایف آنتی اکسیدانی روی

از جمله آنزیم­های دیگری که عنصر روی در ساختار آن­ها شرکت دارد، آنزیم سوپراکسید دیسموتاز است که از آنزیم­های مهم اکسیداتیو می­باشد. سوپراکسید دیسموتاز مس و روی در خارج از میتوکندری و در سیتوپلاسم توسط این دو نوع سوپراکسید دیسموتاز یعنی نوع روی و مس گرفته و خنثی می­شود (بنیستر[76] و همکاران،1971).

الکل دهیدروژناز نیز از آنزیم­های مهمی است که در صورت وجود روی، در بدن ساخته می­شود. کمبود این آنزیم­ موجب عدم تجزیه الکل موجود در خون شده­ و سبب تجمع الکل می­شود. الکل­دهیدروژناز اکسیداسیون اتانول، ویتامینA، الکل و استروئیدها را در حضور NAD  به عنوان کوفاکتور انجام داده و همچنین احیای آلدهیدها و کتون­ها را در حضور NADH انجام می­دهد (جانز و همکاران،1994).

2-10-2 روی و ایمنی سلولی

فلز روی، در افزایش سطح سیستم ایمنی بدن و کارکرد صحیح دستگاه ایمنی نقش مهمی را بر عهده دارد. نقش روی در ایمنی، در افزایش تعداد سلول­های لنفوسیتT، نوتروفیل­ها، ماکروفاژها، آنتی بادی و تولید اینترفرون و کاهش نفوذپذیری سلول در مقابل ویروس و افزایش اندازه اندام­های لنفاوی می­باشد (ساهین[77] و همکاران، 2009). روی همچنین برای بهبود عملکرد و تکثیر لنفوسیت­ها و تولید متالوآنزیم­هایی مانند DNA  و RNA پلی­مرازها مورد نیاز می­باشد. کمبود روی جیره موجب حفاظت از یکپارچگی اندام­های لنفوئیدی و عملکرد سلول­های T می­گردد.

عنصر روی نقش­های اختصاصی و غیر اختصاصی در سیستم دفاعی بدن دارد. نقش غیر اختصاصی را با حفظ استحکام پوست و غشاء موکوسی انجام می­دهد و نقش اختصاصی را با تنظیم بلوغ و عملکرد سلول­های ایمنی ایفا می­کند. حیواناتی که دچار کمبود طولانی مدت روی شده­اند پس از مدتی دچار چروکیدگی طحال می­شوند و چون طحال از اندام­های ایمنی در بدن به شمار می­رود، کمبود این عنصر موجب اختلال در سیستم ایمنی می­گردد (ویردن[78] و همکاران،2004).

به نظر می­رسد کاهش وزن طحال و تیموس بر اثر کمبود روی، نتیجه اولیه یک کمبود در گلبول­های سفید باشد. کمبود روی داخل سلولی موجب آسیب به عملکرد لنفوسیت­ها که مسئول ایجاد توانایی تکثیر در سلول­های  TوB  هستند، می­شود (چندرا و سینگل[79]،1980).

کمبود روی می­تواند موجب کاهش تولید DNA یا کاهش تقسیم سلولی مورد نیاز برای توسعه طبیعی ارگان­ها شود زیرا روی جزء بسیاری از متالوآنزیم­ها همانند DNA و RNA پلی مراز می­باشد که در تکثیر ژن دخالت دارند. یکی­دیگر از اعمال روی، فعالیت در تکثیر سلولی است. در ساختن دزاکسی ریبونوکلئیک­اسید یا DNA، نیاز به روی می­باشد البته گلبول قرمز خون استثنا هستند؛ زیرا سلول­های گلبول قرمز خون بدون هسته بوده و فاقد DNA می­باشند. وقتی که غلظت روی کاهش پیدا می­کند فعالیت آنزیم­ داکسی­تیمیدن­کیناز به­عنوان یک آنزیم وابسته به روی کاهش پیدا می­کند و منجر به کاهش سنتز کلاژن و پروتئین در موش صحرایی می­شود. باتوجه به این نتایج می­توان پیشنهاد داد که به خاطر کاهش در سنتز DNA، توانایی بزرگ شدن در سلول­های B و T در پاسخ به تهاجم خارجی کاهش پیدا می­کند و در نتیجه عملکرد ایمنی سلولی تحت تأثیر قرار می­گیرد (پارک[80] و همکاران،2004).

2-10-3 سطح روی در بدن

میانگین روی تجمع شده در بدن همه حیوانات 6/0-25/0 میلی­گرم در 100میلی­لیتر است در حالی­که در پلاسما غلظت آن 6/0-25/0میلی­گرم در 100میلی­لیتر می­باشد که با گونه و سن قابل تغییر است. روی در پلاسما به دو شکل پیوند قوی (در گلوبین­ها) و پیوند ضعیف (با آلبومین­ها) موجود است و نشان دهنده این است که کمپلکس روی-گلوبولین­ها وظیفه آنزیمی دارد ولی کمپلکس آلبومین-روی، عاملی است که بوسیله آن روی منتقل می­گردد (جورجی­وسکی، 1982).

2-10-4 زیست فراهمی روی

عنصر روی به طور عمده در روده کوچک جذب می­شود. با این وجود، نحوه باند شدن آن و نیز سایر اقلام جیره می­توانند بر زیست فراهمی عنصر روی تأثیر بگذارند. به­عنوان مثال، در تک معده­ای­ها، فیتات جذب عنصر روی را کاهش می­دهد. کلسیم، منیزیم، فسفر، نیکل، مس و آهن نیز در زیست فراهمی عنصر روی اثر می­گذارند. تفاوت­هایی در زیست فراهمی منابع مختلف عنصر روی، وجود دارد. در بیشتر آن­ها زیست فراهمی کاملاً پایین است. برای مثال، زیست فراهمی اکسید روی 22، سولفات روی23 و استات روی 19 درصد می­باشد. همچنین این مطلب صحیح است که ارزش زیستی نسبی منابع روی متفاوت هستند. کمپلکس­های مواد معدنی، نسل جدیدی از ترکیبات مواد­معدنی هستند که در آن­ها ماده معدنی بر اساس خصوصیات فیزیکوشیمیایی خود با یک یا چند اسیدآمینه ترکیب می­شود. محصول این واکنش ماده معدنی با قابلیت زیست فراهمی بالا خواهد بود. انحلال پذیری روی-متیونین بالاست، در حالی­که منابع روی چنین خاصیتی ندارند. بیش از جذب روده­ای، حل شدن عنصر در محیط آبی روده جهت جذب، ضروری است. در غیر این­صورت ماده­معدنی دفع خواهد شد. با توجه به انحلال­پذیری روی-متیونین و مکانیسم مؤثر جذب آن توسط روده، میزان زیست فراهمی آن افزایش می­یابد (ادوارد و بکر[81]،2000).

2-10-5 اثرات کمبود روی

یکی از مهم­ترین علل کمبود روی در بدن، دریافت کم آن از طریق مواد غذایی است. اختلال در جذب روده­ای هم می­تواند سبب کاهش این عنصر مهم در بدن شود. خوردن سبوس گندم یا سبوس سایر غلات که حاوی فیتات فراوان هستند، همچنین مصرف اسفناج و یا سایر مواد حاوی اگزالات به همراه غذا، می­تواند مانع از جذب روی در بدن شود. البته خود غلات سبوس­دار یکی از منابع غنی از روی هستند (گلیان و همکارن،1388). کمبود روی در نشخوارکنندگان به ندرت اتفاق می­افتد. علت آن مقدار روی نسبتاً بالایی است که در علوفه­ها موجود می­باشد. اگر نیاز روی در جیره گاوها کافی باشد گوساله­های آن­ها هم می­بایست از کمبود روی محافظت شوند. کمبود روی ممکن است در جوجه­ها و بچه خوک­ها رخ دهد که مشخصه آن تاخیر در رشد، ایجاد دلمه (زخم روی پوست) به دلیل آسیب دیدن بخش شاخی بافت پوست و کم شدن اشتها می­باشد (جورجی­وسکی،1982). نشانه­های کلینکی کمبود روی در نشخوار کنندگان و طیور شامل: التهاب بینی و دهان با خونریزی زیر جلدی، پوشش موی خشن، سفت شدن مفاصل همراه با تورم ملایم، ترک در پوست و قسمت­های تاج مانند سم، خشکی و فلسی شدن پوست، افزایش ضخامت و ترک خوردگی پوست اطراف بینی، توسعه و رشد بیش از حد ماهیچه لب و شاخی شدن آنها، به هم ساییدن دندان­ها، ترشح بیش از حد بزاق، ریزش مو و پشم، چین­خوردگی و خال­های جرب مانند در کیسه بیضه، کاهش مصرف خوراک، کاهش نرخ رشد و ضریب تبدیل خوراک، می­باشد (ویت و همکاران، 1994).

2-11 بر همکنش کادمیوم و روی

هیل و ماترون[82] (1970) گزارش نمودند که بر همکنش زیستی می­تواند میان عناصر ضروری و عناصر سمی که ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی مشابه­ دارند می­تواند رخ دهد. بنابراین کادمیوم و روی به دلیل اینکه ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی مشابه­ای دارند می­توانند بر همکنش داشته ­باشند. یون کادمیوم حد فاصل بین یون روی و جیوه می­باشد (جکوبسون و ترنر[83]، 1980). کادمیوم و روی دارای آرایش الکترونی مشابه­ای در پوسته خود می­باشند (برژوکا و همکاران، 2001). در سیستم­های زیستی کادمیوم و روی به ماکرومولکول­ها که عمدتاً دارای گروه سولفید (SH-)، اکسیژن (O) و نیتروژن (N) هستند متصل شده و به سرعت با دهنده­های –N،  -O و –S واکنش می­دهند. این دو عنصر ترجیحاً با پروتئین­هایی از قبیل آلبومین در جریان خون و متالوتیونین در دیگر بافت­ها متصل می­شوند. اگر چه این دو عنصر تمایل بالایی به ساختارهای زیستی حاوی گروه تیول (پروتئین­ها، آنزیم­ها) دارند اما تمایل کادمیوم به لیگاندهای –S، همچنین به دهنده­های N نسبت به روی بیشتر است (جکوبسون و تارنر، 1980). بنابراین یون­های کادمیوم  و روی می­توانند برای مصرف درون سلول­های مختلف و متصل شدن به محل­های داخل سلولی رقابت کنند و کادمیوم ممکن است جایگزین روی در برخی از فرآیندهای زیستی شده و در این میان یکی از این دو عنصر بسته به سطح خود می­تواند بر جذب و عمل عنصر دیگر اثر بگذارد (برژوکا و همکاران، 2001). مطالعات زیادی نشان دادند که اثر متقابل میان کادمیوم و روی در ارگانیسم­ها نتیجه­ای از تمایل این دو عنصر به متالوتیونین و توانایی آن­ها برای تولید این پروتئین می­باشد. این دو عنصر می­توانند تولید متالوتیونین را در بافت­های گوناگون مخصوصاً در روده، کبد و کلیه تحریک کنند (برژوکا و همکاران، 2000). کادمیوم حدود 8 برابر بیشتر از روی مقدار متالوتیونین را در کبد افزایش می­دهد (ایتون[84] و همکاران، 1980). به دلیل تمایل بالای کادمیوم به متالوتیونین این عنصر جایگزین روی اتصال یافته به سیستئین در این پروتئین می­شود. کادمیوم از طریق جایگزینی با روی در جذب، متابولیسم، توزیع درون بافتی و انتقال درون سلولی روی اختلال ایجاد می­کند و ممکن است این فعالیت­ها را در مراحل گوناگون مهار کند (برژوکا و همکاران، 2001). بسیاری از اثرات سمی کادمیوم به دلیل شکستن ترکیبات حاوی روی از قبیل تولیدات سلولی DNA و RNA و پروتئین­ها نیز می­باشد (ساندرمن و باربر[85]، 1988). از آنجایی که روی نقش مهمی در رشد، تکامل و اعمال سلولی دارد اختلال در عمل و متابولیسم این عنصر می­تواند منجر به مشکلاتی برای سلامتی شود (نیشی، 1996). فلیپس و همکاران (2005) اثرات کادمیوم در خوراک و اثر متقابل آن با عنصر روی بر توازن عناصر در گوسفند را مورد بررسی قرار دادند. تیمارهای مورد ارزیابی توسط این محققین شامل کنترل، افزودن کادمیوم، افزودن روی و افزودن توأم روی و کادمیوم بود. عناصر به فرم سولفاته آن­ها مورد استفاده قرار گرفتند. ماده خشک مصرفی و قابلیت هضم مواد ­مغذی تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند اما هنگامی­که مکمل روی به تنهایی به جیره اضافه شد، مقدار آب مصرفی و خروج ادرار کاهش یافت. کادمیوم موجود در خوراک همچنین غلظت پتاسیم، آهن، مولیبدن، کروم، بروم و کلسیم موجود در ادرار را حتی در شرایط تغذیه مکمل روی افزایش داد. افزودن کادمیوم به جیره، اضافه وزن بره­ها را بهبود بخشید. این نتیجه که ارتباطی به قابلیت هضم نداشت ممکن است انعکاسی از این واقعیت باشد که کادمیوم در سطح کم می­تواند وزن برخی از اندام­ها، بویژه کلیه، کبد و طحال را افزایش دهد. نتایج این آزمایش نشان داد که افزایش سطح کادمیوم در جیره ممکن است اختلالات تحت بالینی در توازن دیگر عناصر (به­خصوص سدیم) ایجاد کند، اما اختلال ایجاد شده در توازن بقیه کاتیون­های دو بار مثبت از شدت کمتری برخوردار هستند.

بر اساس مطالعه­ی میشل[86] و همکاران (1989) در رابطه با تاثیر روی بر خواص سرطان زایی کادمیوم مشخص شده است که استفاده از این عنصر می‌تواند اثرات حاد و مزمن کادمیوم را کاهش داده و شکل­گیری تومورهای موضعی ناشی از تزریق کادمیوم و نیز سرطان القایی در بیضه موش نر نژاد ویستار را کاهش دهد. این محققین بیان نموده‌اند که ساز و کاری که توسط آن روی اثرات سرطان زایی ناشی از کادمیوم  را کاهش می­دهد ناشناخته است.

لمپر[87] و همکاران (1984) با بررسی اثرات متقابل روی و کادمیوم در گوساله نشان دادند که غلظت کادمیوم در تمام نمونه­های بافتی جمع­آوری شده از بدن گوساله‌ها به طور قابل توجهی با مصرف کادمیوم افزایش یافت. تغذیه 600 میکروگرم بر گرم مکمل روی به طور قابل توجهی موجب افزایش غلظت روی در کبد، قشر کلیه و خون گردید و تجمع کادمیوم در این ارگان­ها در زمان دریافت مکمل روی کاهش یافت. غلظت مس در عضله و خون هنگام تغذیه با کادمیوم بدون اضافه کردن روی افزایش یافته اما هنگام تغذیه با سطوح بالاتر کادمیوم به همراه روی میزان مس در قشر کلیه و کبد به طور قابل توجهی کمتر بوده است. این محققین استفاده از نمک‌های خوراکی حاوی روی را در شرایط مصرف مواد غذایی مشکوک به دارا بودن کادمیوم بالا توسط حیوانات را پیشنهاد نموده‌اند. اثر متقابل کادمیوم و روی بر تخمیر شکمبه در این مطالعه مورد بررسی قرار نگرفته است.

اثرات محافظتی سلنیوم و روی بر سمیت کادمیوم در کبد و کلیه موش­های صحرایی نر که در معرض کادمیوم قرار داشتند در مطالعه­ی هنی[88] و همکاران (2008) مورد بررسی قرار گرفت. قرار گرفتن در معرض کادمیوم تجمع آن در کبد و کلیه را موجب گردید. همچنین آسیب شدید بافت در زمان دریافت کادمیوم مشاهده شد. سلنیوم و روی تا حدی کاهش آسیب ناشی از کادمیوم در کبد را موجب گردیدند. در کلیه همین بهبود در زمان مصرف مکمل سلنیوم مشاهده شد اما استفاده از مکمل روی نتوانست تاثیر معنی‌داری بر ساختار بافت کلیه در زمان مصرف کادمیوم داشته باشد. این محققین نتیجه‌گیری نمودند که سلنیوم و روی می­توانند یک اثر مشارکتی در محافظت در برابر آسیب بافتی ناشی از کادمیوم در کبد داشته باشند. غلظت آهن در ایلئوم گروه مصرف­کننده کادمیوم به طور معنی­داری نسبت به گروه شاهد کاهش پیدا کرد. مس، آهن و منگنز در کبد به طور قابل توجهی کاهش پیدا کردند. روی موجود در کبد با توجه به سطوح متغیر کادمیوم در جیره غذایی به طور قابل توجهی افزایش یافت. غلظت مس در طحال و بیضه­ها متاثر از سطوح متفاوت کادمیوم کاهش یافت. در حالی­که غلظت مس و روی در کلیه­ها به طور قابل توجهی افزایش یافت. داده­های به دست­آمده نشان­دهنده همبستگی مثبت بین کادمیوم، مس، آهن، روی و منگنز است. سطوح بالا و کاهش این عناصر در برخی بافت­ها و ارگان­ها ممکن است اثر مستقیم بر جذب، دفع و یا ذخیره کادمیوم داشته ­باشد. بر طبق مطالعه­ی انکه و همکاران (2000) سطوح بالای کادمیوم در جیره غذایی به طور قابل توجهی وابسته به میزان روی در عضلات، استخوان­های جوجه­های گوشتی و به میزان زیادی وابسته به میزان روی موجود در کبد است. بنابراین فرض بر این است کادمیوم برسطح عنصر روی موجود در عضله و استخوان­های بره­ها اثر گذاشته و در نتیجه موجب افزایش روی موجود در خون و در نهایت موجب افزایش جابجایی روی از کبد می­گردد. افزایش سطوح روی در خون موجب افزایش سطوح روی در کلیه و به طور قابل توجهی موجب افزایش سطوح روی در ادرار شد. احتمال دارد که، افزایش روی موجود در کبد موجب تولید متالوتیونین و به عنوان یک اثر محافظتی در برابر کادمیوم شده باشد. به نظر می­رسد کادمیوم موجب اختلال در جذب آهن، مس، منگنز می­گردد. در برخی حیوانات کادمیوم تاثیر اندک بر جذب آهن داشت. مطالعات دلگرانوز و میلز[89](2001) نشان داد که افزایش روی در جیره غذایی اثرات محافظتی در برابر کادمیوم مصرفی دارند.

اهمیت این مطالعات در دو بخش نشان داده می­شود:

  • تحقیقات وابسته به سم شناسی کادمیوم در شرایط آزمایشگاهی و نظر گرفتن وضعیت تغذیه­ای حیوانات و انسان می­باشد.
  • در شرایطی که انسان یا حیوان درمعرض سمیت با کادمیوم قرر می­گیرند، نقش محافظتی فلزات کم مصرف به طور جدی جهت کاهش یا از بین بردن اثرات سمیت مورد توجه قرار می­گیرد.

[1] Ruoff

[2] King

[3] Groten

[4] بیماری مزمن انسداد ریه

[5] Proteinuria

[6] Glycosuria

[7] Amino aciduria

[8] Polyuria

[9] Mesangium cells

[10] powell

[11] Mills and Dalgarno

[12] Mineralization

[13] Doyle

[14] Limperplus

[15] Jamai

[16] Nishi

[17] Oishi

[18] Karmakar

[19] Norseth and Clarkson

[20] suttle

[21] forsberg

[22] Kišidayová

[23] Sviatko and  Zelenak

[24] Makova

[25] Taysi

[26] Halliwell

[27] Rukgauer

[28] Messaoudi

[29]  Filipic

[30] Jihen,

[31] Wilson

[32] Itai Itai

[33] Jacquillet

[34]  Schutte

[35] Himeno

[36] Apoptosis

[37] Necrosis

[38] Simonian and Coyle

[39] Larregle

[40] Hyperclestorima

[41] Hyperlepidia

[42] Jurczuk

[43] Bulat

[44] Combs

[45] Sharma

[46]Prasad and Nath

[47] Loeser and Lorke

[48] Hamada

[49] Brown

[50] Schafer

[51] Foulkes

[52] Nephrotoxicity

[53] Buchet

[54] Kaji

[55] Nolan and Brown

[56] Gupta and Kar

[57] Engel and Fowler

[58] White

[59] Buxter

[60] King

[61] Lamphere

[62] Van Bruwaene

[63]Morcombe

[64] Murphy

[65] Food Safety and Inspecation Service

[66] Falxova and Flax

[67] McDowell

[68] Todd

[69] Hambidge

[70] Miller

[71] Bernadao-Neto

[72] Chesters

[73] Wan

[74] Angiotensin-Converting Enzym

[75] National Research Council

[76] Bannister et al

[77] Sahin et al

[78] Virden et al

[79] Chandra and single

[80] Park et al

[81] Edward and Beker

[82] Hill and Matrone

[83] Jacobson  and Turner

[84] Eaton

[85] Sunderman and Barber

[86] Michel

[87] Lamphere

[88] Heni

[89] Delgarnos and Mills